اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۸۰

0
فقه

ادامه بحث استطاعت در حج - بحث از «زاد» در حج (9) - 12-11-1430

نسخه عربی

جلسه ۸۰

3
  • لذا در اینجا به اشکال افتادند که بین این و بین روایاتی که مره واحده است چطور باید این جمع بشود؟ بعضیها حمل بر وجوب کفایی کردند و امثال ذلک و بعضیها حمل بر این استحباب کردند و مقصود از فرض را استحباب در اینجا گرفتند که خب البته این مطالبش گذشت ولی این احتمالا دوباره خواهد آمد.

  • چون ما در بحث حج واجب و حج ندب در آنجا که از این شرایط حج بگذریم این مسئله را دوباره به اصطلاح مرور خواهیم کرد. خلاصه در اینجا الان مسئله این است یعنی کسی که بتواند علی اهل الجده یعنی هر کسی که می‌تواند کسانی که قادر و توانمند هستند از اینکه بروند این حج را انجام بدهند.

  • خب ببینید در این جا سه جهت است که داعی در اینجا می‌بینیم ضعیف است اگر در جیبت پول بود به فقیر کمک کن این معنایش معنای این است که خب بدهی خب است حتی اگر هم قرض کردی دادی خب است ما خوشحال می‌شویم برایت خب است خلاصه حفظ زندگیت را می‌کند شاداب و سلامتت می‌دارد مخصوصا که این آخرالزمان هر ساعت باید صدقه داد عرض کنم حضورتان که اطلاعات زیاد است بالاخره از همه جا همه جور همه قسم و این مسئله در این جا به این کیفیت است .

  • همین مطلب را شما بیایید در مورد این آیه بخواهید در نظر بگیرید ببینید از این آیه چه می‌فهمید؟ چه متوجه می‌شوید؟ و لله علی الناس حج البیت من استطاعت الیه سبیلا، لله علی الناس از ناحیۀ پروردگار بر عهدۀ مردم گذاشته شده است، نمی‌گوید حجوا یجب علی الناس الحج لله علی الناس یجب علی الناس ان یحجوا یجب نمی‌گوید انما فرض اللَه علی الناس حج البیت ندارد آیات قرآن به کلماتش باید دقت کرد، انسان باید مبانی فقهی خودش را از کلمات استنباط و استخراج کند کیفیت آن لحن آیه در تبیین مراد دخالت تام دارد در سایر آیات خب ما داریم که ان الصلاة فلان یا فرض بکنید که وَ أَقِيمُوا اَلصَّلاٰةَ وَ آتُوا اَلزَّكٰاةَ وَ اِرْكَعُوا مَعَ اَلرّٰاكِعِينَ ﴿البقرة، 43﴾ در آیه زکات داریم که إِنَّمَا اَلصَّدَقٰاتُ لِلْفُقَرٰاءِ وَ اَلْمَسٰاكِينِ وَ اَلْعٰامِلِينَ عَلَيْهٰا وَ اَلْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي اَلرِّقٰابِ وَ اَلْغٰارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اَللّٰهِ وَ اِبْنِ اَلسَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿التوبة، 60﴾ حالا یک کسی فرض بکنید که صدقه نداشت اگر کسی که پول و زکات نداشت نقدین یا این کشاورزی و غلات اربعه یا اغنام ثلاثه و اینها نداشت، فرض کنید که کارش نجاری بود دیگر در نجاری خدا نمی‌گوید انما الصدقات للفقرا و المساکین اگر کار یک شخصی آهنگری بود این مسئله نیست. اگر کار یک کسی قصابی بود خب در اینجا این مسائل نیست اینکه دارد انما الصدقات للفقرا و المساکین کفارات باشد مثل کفاره صوم باشد فرض کنید که برای همۀ ‌افراد است کفاره فطر باشد برای همۀ افراد است صدقات مستحبی باشد برای همۀ ‌افراد است حالا مقصود از صدقات صدقات وجوبی در اینجا هست که مقصود از آنچه را که به آن زکات تعلق می‌گیرد و همین طور این کفاراتی که مربوط به مسائل مختلفه قسم و امثال ذلک کفارۀ ‌صوم و افطار رمضان و اینها به او تعلق می‌گیرد اینها مواردش مشخص است. خب این للفقراء فلان دربارۀ خمس داریم واعملو انما غنمتم من شی بدانید مومنین متقین مکلفین مخاطبین این افرادی که مورد خطاب هستند در مورد فرض کنید که سایر موارد در مورد صلاة و اینها دارد اینها همان مشخص است اما درمورد حج یک دفعه می‌بینیم لسان عوض شد ناس آمد لله علی الناس از هر ناحیۀ پروردگار و اختصاص پروردگار این لام لام اختصاص است یعنی له یعنی هذا المسئله یتعلق به و هذا المسئله یختص به و هذا المسئله صادرهٌ‌ منه این لهُ لهُ علیک از ناحیۀ اوست بر تو بر توی مخاطب و بر توی مکلف حج البیت، آیا ما در این جا صرفا وجوب را می‌فهمیم؟ یعنی یک مجتهد وقتی که می‌خواهد به این آیه نظر کند و مسئلۀ‌ حج را می‌خواهد نسبت به آن نظر و فتوا بدهد آیا یک وجوب عادی مانند فرض کنید که سایر واجبات و اینها انسان می‌فهمد؟ خب واجب الزامی‌است در هر حال درست است ولی خود واجب هم مراتب دارد مثل حرمت می‌ماند حرمت در بیشتر تکالیف، ولی حرمت قتل نفس محترمه کجا و حرمت شرب خمر کجا؟ ارتباطی به همدیگر ندارد حرمت فرض بکنید که یک قضای نماز کجا یا حرمت آبروی مؤمن و هتک عرض مؤمن کجا! درست آن چیزی که الان ما برایمان اصلا هیچ ارزشی ندارد و به راحتی هتک حرمت و عرض آبروی افراد مثل آب خوردن بلکه واجب تر از هر واجبی است!! نه تنها حرام بدل به حلال شده، بلکه حلال هم شده واجب! اصلاً چیز عجیبی شده این کجا در حالتی که خب قضای نماز می‌شود خب تو انجام می‌دهی نمازت را بعدا می‌خوانی حالا فوقش هم گریه می‌کنیم یک الغوث و توبه هم انجام می‌دهی! ولی اگر یک حتک حرمت مؤمن را کردی چطور می‌خواهی دیگر پاسخ بدهی؟ دل یک مومن را شکستی و‌آبروی او را بردی و او را در میان اجتماع سرافکنده کردی، آن وقت این دیگر چوب دارد دیگر آنجا توبه بی توبه! همچنان چوب می‌آید و چوب خدا هم صدا ندارد وقتی هم بخورد دیگر چنان خورده که طرف خوابیده و دیگر پا نمی‌شود این کجا و آن کجا.