جلسه ۷۹
5خب پس بنابراین ما میبینیم این احکامیکه در این جا هست از اول عام نیست، احکام برمیگردد به مؤمنینی که متصّف هستند به صدقه دادن، مؤمنینی که متصف هستند به غنیمت، آنها بایستی واجد این مسئله باشند، نه هر کسی هر کسی این جور نیست.
حالا در مورد حج بیاییم ببینیم چطور است آیا حج از اول رفته روی مؤمنینی که مستطیع هستند با این خصوصیت یعنی از اول شارع گفته افرادی که مومن مستطیع با این وضع هستند بر اینها وجوب تعلق میگیرد این یک صورت دارد یا اینکه نه اگر این شارع اینجوری کرده باشد مومنینی که مستطیع به این قسم هستند این حکم روی آنها رفته است، مؤمنینی که مستطیعند یعنی ایمان با عنوان استطاعت المؤمن المستطیع بالاستطاعه اصطلاحیّه این یجب علیه اگر این طور باشد خوب اگر انسان شک کند در یک مورد که آیا مستطیع هست یا نه آن اصلا حکم شاملش نمیشود چون در اینجا حکم رفته روی وصف عنوانی و شک در مورد تمسک به عام در شبهۀ مصداقیه میشود ولی اگر نه بیان شارع در مورد حج یک بیان اطلاقی است مثل یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام است یا اینکه ان اصلوه علی المومنین و اذن فیالناس بالحج تمام شد و اذن فی الناس بالحج در مردم ندای حج را اعلان کن اذّن یعنی اعلن فی الناس بالحج، ناس، کدام یک از ناس نداریم، هیچی، آیا آن افرادی که مستطیع هستند؟ در آیه چنین چیزی نداریم. و اذّن فی الناس حتی در اینجا عرض کردم درجنبۀ ادبی اگر ملاحظه کنید حتی مومن و اذن فی المومنین نداریم و اذن فی المومنین و المومنات بالحج حتی این هم نیست عام تر است و اذن فی الناس همۀ مردم و اذن فی الناس بالحج و این یک دلالتی میکند و معنایش این است که منظور از پروردگار در خطاب به حضرت ابراهیم وَ أَذِّنْ فِي اَلنّٰاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجٰالاً وَ عَلىٰ كُلِّ ضٰامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ ﴿الحج، 27﴾ این بعد از بناء بیت است یا قبل از بناء که وَ إِذْ جَعَلْنَا اَلْبَيْتَ مَثٰابَةً لِلنّٰاسِ وَ أَمْناً وَ اِتَّخِذُوا مِنْ مَقٰامِ إِبْرٰاهِيمَ مُصَلًّى وَ عَهِدْنٰا إِلىٰ إِبْرٰاهِيمَ وَ إِسْمٰاعِيلَ أَنْ طَهِّرٰا بَيْتِيَ لِلطّٰائِفِينَ وَ اَلْعٰاكِفِينَ وَ اَلرُّكَّعِ اَلسُّجُودِ ﴿البقرة، 125﴾ در آنجا این معنا را میرساند که مقصود پروردگار از ناس همۀ مردم هستند نه فقط مسلمانها، یعنی و اذن فی الناس یعنی کلّ ما یخلق فی الارض. خوب شما میگویید به قرینۀ اطاعت این مسئله برمیگردد به ایمان به رسول آن ایمان به رسول اللَه شرط برای این قضیه است نه اینکه اصل قضیه است خود حکم قضیه رفته روی همۀ افراد یعنی همۀ افرادی که در روی زمین هستند باید بیایند و این فریضه را انجام بدهند، منتهی چه موقع این فریضه از آنها قبول میشود وقتی که در تحت شریعت اسلام باشند نه اینکه از اول حکم رفته روی مسلمین. و اذن فی المومنین برسول اللَه یأتوک رجالا و اذن فی الناس الذین هم آمنوا برسول و اذن فی الذین اسلموا و اذن فی الناس جنبۀ عمومی و جنبۀ سعی در این آیه مورد لحاظ قرار گرفته، همۀ مردم باید بیایند بر سر این سفره بنشینند همۀ مردم دنیا باید بیایند به این حیات ابدی برسند همۀ مردم باید بیایند. آن وقت ببینید چقدر فهم مجتهد در استنباط و در مقام استنباط تغییر خواهد کرد! همۀ مردم باید بیایند و بهره ببرند و از برکات این متنعم بشوند، همۀ مردم. خوب آیا نصاری هم باید بیانید بله باید بیایند یهود هم باید بیاید گبر هم باید بیاید زردتشتی باید بیاید کافر معاند بودیسم تمام افراد دنیا و اذن فی الناس بیایند خوب طبیعی است آن کسی که میآید و نداء تو را لبیک میگوید باید به تو ایمان داشته باشد هان پس این ایمان میشود شرط ضمنی نه اینکه این ایمان به عنوان قید برای حکم آمده، کسی که بلند میشود از آن طرف دنیا میآید مگر مغزش خراب است مگر کاه خورده یک آدمیکه نه ایمان به آخرت دارد نه ایمان دارد از آمریکا فرض کنید که از وسط مثلا استرالیا بیاید و حج انجام بدهد؟ این مگر کاه خورده بلند شود همین طوری بیاید؟ این قدر جاهای خوبتر و بهتر و باصفاتر هست در همان مملکت خودش در همان مملکت خودش این قدر سبزه و جنگل و نمیدانم جاهای تفریح و اینها هست (که بله انشاءاللَه اللَهم ارزقنا) این حالا بلند شود بیاید یک جایی که آتش است نمیدانم شصت درجه حرارت دارد تخم مرغ بگذاری بعد از پنج دقیقه پخته میشود و اینها بلند شود بیاید خوب آن کسی که میآید این کار را انجام میدهد طبیعی است که بر اساس اطاعت از خدا و ایمان به آخرت و ... دارد این را انجام میدهد.

