جلسه ۷۹
7علامه طباطبایی رضواناللَهعلیه میفرمودند روی یک واو قرآن حرف هست که چرا واو گفته و فا نگفته، درست شد؟ چرا در مورد صلاة ناس نداریم؟ چرا در مورد صوم نداریم؟ چرا در مورد زکات نداریم؟ چرا نداریم؟! این است مسئله در حالی که آنها هم حکم تکلیف برای همه است.
بنده نظرم این است که ما حکم تکلیف برای همه را مفروغٌعنه فرض میکنیم به نحو عام حالا آمدیم سر خاص، در خود عبادات در یک آیه میبینیم در یک حکم که در آن حکم تأکید به نحوی است که در مورد عقاب جنبۀ حدود آمده مثل قتل نفس ،در مورد قتل نفس ، خلود در نار آمده در حالتی که حرام است ولی در مورد دروغ این نیامده خوب دروغ هم حرام است. خدا پدر آدم را در می آورد ولی خلود، انسان یک دروغ بگوید میزان حرمتش و میزان عقابش با قتل نفس مؤمنه که همین طوری گلوله را بزنی در کله یک مومن بی گناه و او را بیاندازد روی زمین یکی است؟ یک دروغ بگوید آقا من رفتم خانۀ فرض بکنید که عمهام در حالتی که نرفته بوده آیا میزان عقاب [یکی است؟] دیوانه هم یک چنین حکمینمیکند چه برسد به حکیم علی الاطلاق که آیا زدن یک گلوله به یک فرد مؤمن و بی گناه و انداختنش و جان دادنش این با یک فرض کنید که دروغ گفتن که آقا من این کار را کردم امروز به فقیر پول دادم پول نداده امروز نماز خوانده در حالی که نماز نخوانده آیا با دروغ گفتن یکی است؟ یا نه؟ هیچ کسی نمیگوید یکی است. لذا در آنجا دارد خلود هر دوی آنها هم یک گناه ندارد مگر هر دوش حرام نیست بنده صحبتم این است آنی که احکام برای همه هست آن یک مسئلۀ مفروغٌ عنهی است و حاکم اسلام بایستی که نسبت به غیر مؤمنین هم زکات و خمس و اینها بگیرد آن مسئله اش باصطلاح در جای دیگر است. ولی صحبت در این است که خود احکام عبادات ما میبینیم لسان و لحن شارع نسبت به آن عبادات تفاوت میکند در مورد صلاة مریض و این حرفها نیامده ان الصلوة علی المومنین کتابا موقوتا اما ندارد لو کنت سالما لو کنت صحیحا لو کنت فی حضر لو کنت نمیدانم شابا لو کنت فلانا فلانا نداریم ولی در مورد صلوة همان عموم هست ولی استثناء دارد فمن کان منکم مریضا او علی سفر ما از اینجا چه میفهمیم از اینجا اهمیّت صلاة را بالنسبه به اهمیت صوم میفهمیم که وقتی که شخص در حال سفر است منه علی العباد شارع صوم را برمیدارد دیگر صلاة را برنمیدارد صلاة را برمیدارد شکسته میکند در آن چیزهایی که آمده ولی در مورد صوم برمیدارد از اینجا میفهمیم که صلوة در نزد شارع اقوی از صوم است در مورد حج میبینیم از همه اقوی است وقتی که میگوید لله علی الناس میگوییم لله علی الرجال نمیگوید لله علی النساء فی ایام الصحه نمیگوید لله علی الرجال فی ایام الاستقامه و الثروة و نمیدانم و الاستغنا نمیگوید لله علی المومنین حتی نمیگوید میگوید لله علی الناس اصلا حکمیاست کأنَّ از نظر من از دائره اسلام این قضیه خارج است فکیف بالمسلمین این منظور بنده در اینجا بود این حکم حج اصلا به طور کلی در دایره ایمان قرار ندارد بالاتر است ولکن لایقبل الا بالایمان آن یک مطلب دیگر است لایقبل الا بالتسلیم بالرسول لایقبل الا بالاسلام لایقبل الا بهذه حتی امام صادق علیه السلام میفرماید که اگر ناصبی مخالف است باید دوباره انجام بدهد لایقبل الا بولایتنا بالاتر از این اگر ناصبی معاند فرض کنید که معاند صابّ باشد باید دوباره برود انجام بدهد ولی اگر ناصبی است ولی نه آن طور، مثلا ناصبی عوام که چیزی حالیشان نیست ولی در عناد هم باشد حضرت میفرماید که بهتر است برود ولی اگر نه ناصبی نیست مخالف است حضرت میفرماید نه ببینید این مراتب را که چطور در نظر میگیرد حضرت اینها همه مراتب قبولی است که در یک جا قبول میشود حتی در مورد ولایت هم قبول نمیشود چه برسد به اینکه در مورد اسلام به اصطلاح باشد ولی صحبت در این است آن نگاه و نظرۀ شارع در مقام انشاء آیا آن نگاه استثناء و تقیید است یا نگاه اطلاق و عموم است این نگاه منظور بنده است در جایی که میفرمایند لله علی الناس حج البیت یعنی کل مردم کل مردم باید بروند و به این فضیلیت برسند انگار کسی که در این دنیا آمده است نباید بمیرد الا بالاتیان بهذه الفریضه و الا پروندۀ او ناقص است این را شارع دارد در اینجا میگوید کسی که در این دنیا میآید و میخواهد از این دنیا برود باید با حج از این دنیا رفته باشد و الا گیر است مگر اینکه نتواند خوب آن یک مسئلۀ دیگر است خوب نمیتواند.

