اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۷۸

0
فقه

ادامه بحث استطاعت در حج - بحث از «زاد» در حج (7) - 29-10-1430

نسخه عربی

جلسه ۷۸

7
  • بنده در یکی از همین پاورقی‌هایی که نوشتم در مسئلۀ شطرنج در آن جا توضیح دادم و کیفیت ورود و خروج در استفادۀ حرمت از شطرنج را در آن جا بیان کردم به این نکته اشاره کردم که بر فرض از این روایت بخصوص اگر یک فردی استفادۀ حلیّت کرد، وظیفۀ مجتهد است که برای مقلّد بیان کند این حلیّت در اینها به چه شرطی است و با چه کیفیتی است. 

  • امام علیه السلام می‌فرماید کسی که دست به شطرنج بزند مانند کسی است که دست خودش را در خون و گوشت خوک فرو کرده! باید مجتهد بیاید و در رسالۀ توضیح المسائلش به مقلّد بگوید مسئله این است! نه اینکه صرفا بیاید بگوید که نه آقا حلال است، بسیار خب ممکن است یکی نظرش باشد در این که اگر آن برد و باخت واقعی که بر اساس پول است آن موجب حرمت نمی‌شود ولی این روایتی که دارد می‌گوید که این اتفاقا مربوط به همین است (گرچه ما استفادۀ حرمت از او کردیم حالا بعد این را باید مطالعه کنید) اگر یک مجتهدی که فقط یک روایت است که در آن جا این شبهه وجود دارد که اگر مسئله مسئلۀ برد و باخت واقعی بر اساس پول نباشد این اشکال ندارد که بعضیها که آمدند فتاوی به حلیت دادند ظاهرا مثل مرحوم آقای خوانساری و اینها از این روایت [استفاده کرده‌اند] در این زمینه هیچ روایت دیگری ما نداریم ولی در هیمن روایت، بسیار خوب جناب آقای مجتهد جناب آقای مرجع شما که می‌آیید فتوی به حلیت می دهید اشکال ندارد ولی این را هم بگو در ذیلش که آقا این حلال است حلال نه حلال چیز مبغوض خدا است ولی به مرحله حرمت نمی‌رسد و کسی که دست می‌زند به شطرنج مانند کسی است که یدخل یده فی دم و لحم الخنزیر! یا این مطلبی را که امام صادق علیه السلام گفته به مردم بگو، آقا چیزی کم نمی‌شود آقا مردم بفهمند این عملی راکه دارند انجام می‌دهند امام صادقشان راجع به این قضیه چه نظر داده این را مردم نباید بفهمند؟ حق مردم نیست؟ این حق مقلدین نیست؟ مقلد نباید اینها را بفهمد؟ آقا برو انجام بده!! برو انجام بده اشکالی ندارد!! یا نه باید گفت به مقلد که آقا وقتی که می‌خواهی شراب بخوری حرمت شراب این است باید به مقلد گفت که این عمل مکروه تو در لسان شارع این طور بیان شده این وظیفۀ مرجع است که بیاید و احکام را با عللش و با ذکر خصوصیاتش به مقلد بگوید نه اینکه صرفا بیاید بگوید اشکال دارد اشکال ندارد دارد ندارد فقط یک نون اضافه کند یا آن نون را بردارد نه این وظیفۀ مرجع نیست خیلی از مقلدها هستند که وقتی عملی را انجام می‌دهند به اتکاء به لسان شارع دارند این عمل را انجام می‌دهند و اگر بفهمند که نه گرچه این عمل عملی است که آن حرمت را ندارد ولی چون در لسان شارع این مبغوض است ترک می‌کنند خوب خیلیها هستند. بنده خیلی وقتها در فامیلمان سراغ داریم از وقتی که شطرنج حلال شده در خانه شطرنج آوردند وقتی رفتم به ایشان گفتم بر فرض شما طبق نظر مقلد بودی ]ولی قضیه] این است برداشتند مگر قرار است هر چه که حلال بود ما داشته باشیم کی گفته؟ این جوری که نیست بر فرض که حلال است برداشتند گفتم شما می‌دانی در این اتاق که شطرنج است ملائکه پایشان را نمی‌گذارند خوب به حرف ما اعتماد کرد و آن طرف برداشت خوب خیلی خانواده‌ها هستند.