جلسه ۷۷
8لذا هر چه انسان از نقطۀ نظر علمی و از نقطۀنظر روحی به مقام تزکیه برسد دیدگاه او نسبت به تکالیف و احکام متفاوت تر خواهد شد. هر دو قضیه یکی آن جنبۀ علمیشخص بالاتر برود این یک دیدگاه نسبت به افراد فرق میکند نسبت به تکالیف فرق میکند دوم آن جنبۀ روحی او تجرد نفس او بالا برود. لذا دارد که «لایحلّ الفتیا لمن لا یستفتی من اللَه بصفاء سرّه و اخلاص عمله و علانیته و برهان من ربه»1 این به این قضیه برمیگردد که وقتی انسان از نقطۀ نظر تجرد نفس به مقام اتصال برسد تازه آن موقع میفهمد به مردم چه بگوید تازه آن موقع میفهمد که با هر کسی چگونه صحبت بکند و هر حکمیرا نسبت به شخصی داده به شخص دیگر سرایت ندهد و برای هر شخصی حکمیجداگانه کند این به این جهت برمیگردد این قضیه اصلا واقعیت مسئله این است واقعیت مطلب این است.
یک شخصی آمده خدمت امام صادق علیه السلام یا بنرسولاللَه من سالهاست که نماز نخواندهام حضرت فرمودند باید بروی نمازت را بخوانی یک شخص دیگر آمده فی المجلس آمده از حضرت سوال کرده پانزده سال است چقدر است (الان سالش یادم نیست) نماز نخواندهام حضرت فرمودند اگر توانستی هر وقت حال داشتی مثلا نمازت را بخوان هر وقت توانستی مثلا آن راوی میگوید نسبت به اول حضرت گفتند خب این دو تا باهم فرق داشتند با هم تفاوت داشتند یک شخص در مورد حج میآید از حضرت سوال میکند در هنگام مخالفتش با اهل بیت حالا ناصبی بوده احتمالا ناصبی بوده ولیکن همان طوری که اگر نظر رفقا باشد گفتیم ناصبی هم متفاوت است جهات ناصبی این ها هم خیلی متفاوت است افراد آنها هم متفاوت است حضرت فرمودند که احب ان تعید خب است که دوباره حجت را انجام بدهی به یکی حضرت میفرمودند که لازم نیست انجام بدهی به یکی میگویند که یجب علیک این یجب علیک یا احب یا لابعث این سه مرتبۀ مختلف در حالی که همۀ این ها ناصبی هستند برای چیست؟ در حالی که همه ناصبی بودند.
- 1- مستدرک الوسائل ج17 باب15 حدیث1؛ بحارالانوار ج2 باب16 حدیث34

