جلسه ۷۷
7خب ببینید ما در خیلی مسائل داریم در بسیاری از مسائل وقتی که شما نگاه بکنید میبینید اصلا مسائل منظّر است فرض کنید یکی از مسائلی که الان به نظرم آمد مثلا فی الغنم الصائمه زکوة، فی الغنم المعلوفه لیس بالزکوة خب زکات در غنمی که غذایش از گیاه بیابان است این فرض کنید چنین است اما اگر او به واسطۀ علف به واسطۀ به اصطلاح تعلیف یعنی خریدن علف و مزرعۀ خود شخص این گوسفند رشد کرده در آن لیس بزکوه خب قضیه روشن است دیگر آن پول داده وقتی پول داده که نباید دیگر به این زکات تعلق بگیرد اگر نمایی داشته در بحث خمس میرود در آن جا که مربوط به ارباح مکاسب است ولی غنم همین که صائمه میشود (این البته در این جا یک اختلافی است که نوع زکوة در بعضی دارد که نصف کردند ولی نه آن قول مشهور به اصطلاح عدم زکات است) خدا میگوید این دارد علف بیابان را می خورد خب از جیبت هم که خرج نکردی وقتی خرج نکردی باید زکاتش را بدهی یعنی یک چیز طبیعی میآید این مسئله..
یا مثلا فرض کنید که در بسیاری از موارد دیگر مثلا در همین کیفیت صلوه نسبت به افراد مختلف، مریض باید چه طور بخواند او باید چه طور بخواند در مورد صوم شَهْرُ رَمَضٰانَ اَلَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ اَلْقُرْآنُ هُدىً لِلنّٰاسِ وَ بَيِّنٰاتٍ مِنَ اَلْهُدىٰ وَ اَلْفُرْقٰانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ اَلشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَ مَنْ كٰانَ مَرِيضاً أَوْ عَلىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيّٰامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اَللّٰهُ بِكُمُ اَلْيُسْرَ وَ لاٰ يُرِيدُ بِكُمُ اَلْعُسْرَ وَ لِتُكْمِلُوا اَلْعِدَّةَ وَ لِتُكَبِّرُوا اَللّٰهَ عَلىٰ مٰا هَدٰاكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿البقرة، 185﴾ در مورد ترجیح رویات بر یک دیگر هزار مورد شما پیدا میکنید که در آن موارد قبل از این که بخواهید مراجعه کنید به بیان شارع نسبت به حکم خود همان فطرت اولیه، همانی که نظر میاندازید یک دفعه ذهن شما میرود به این که قاعدتاً در این جا باید این جور باشد، قبل از این که اصلا مراجعه کنید قبل از این که ببینید بیان شارع را ببیند این ذهن میرود به یک سمت که حکم در این تکلیف به این کیفیت است یا به آن کیفیت است این چرا میرود؟ چرا؟ چون خدا در انسان فطرت قرار داده عقل قرار داده بر اساس آن خب البته هر شخصی اطلاعش بیشتر باشد به همان مقدار آن عقل او سازج تر و خالص تر و مجردتر میتواند احکام را بگیرد.

