جلسه ۷۷
3به استطاعت که شما نگاه کنید آن طبع اولی... لذا شما میبیند تمام روایات اصلا به این نقطه تکیه دارد (خیلی عجیب است) در بسیاری از موارد ما میبینیم احکامی را که شارع گفته تمام این احکام همگی منزّل بر این نکته اساسی و فطری و عقلی و عقلایی و همین سیره و مشی عقلائیه است، منتهی در آن جا خود شارع هم به عنوان احد من العقلا همان نکته را در آن تأکید کرده و همان مسئله را درآن بیان کرده است .
عرض شد در قضایا و مسائلی که اتفاق افتاده، اتفاقاً دو یا سه روز پیش بود شنیدم که یک بچهای و نوجوان هفده ساله را که چند سال پیش مرتکب یک قتلی شده بود و چند سال همین طور مانده بود اعدام شد! حتی شنیدم بعضی از آقایان هم در همین قم اعتراضی کرده بودند که این نباید اعدام شود. خب اینها هم محل نظر است یک نوجوان هفده ساله در نوجوانی که مرتکب یک قتل میشود، خب این هفده ساله هنوز تکلیف نشده، تکلیف نماز شده ولی تکلیف نسبت به این مسائل نشده و هنوز نمیتواند تشخیص بدهد، شما که نبودید در آن وقتی که این عمل اتفاق افتاده بر چه اساسی بوده و چه طور او این [عمل را مرتکب] شده، هفده ساله را که اصلا نمیشود روی حرف او حساب کرد، وقتی که یک نوجوان هفده ساله بخواهد یک معاملۀ فرض کنید پانصد هزارتومانی بکند شارع اجازه نمیدهد! و میگوید این هنوز سفیه است این هنوز خوب و بد را نمیتواند تشخیص دهد چه طور در مسئلۀ قتل که مسئلۀ به این مهمی و دقیقی و ظریفی است، و هزارها احتمال میرود که در آن لحظۀ انجام قتل اتفاق افتاده باشد و هیچ کس هم خبر ندارد، میگوید آقا این زده و کشته و تمام شد! این که نمیشود! و بعد هم چند سال بماند و همین طور و بعد هم اعدام کنند! این ها صحیح نیست هیچ کدام این مسائل صحیح نیست و تمام اینها بر عهدۀ آن قاضی است که حکم میکند و باید حساب پس بدهد. این نیست که صرفا فرض بکنید که این پانزده سالش تمام شد و...

