جلسه ۷۷
2یا این که اصلا فرض کنید این شخص میگوید من یک ساعت قبل از این وقتی که برای اکرام زید است از فلان شهر میآیم، مولا می گوید آخر از کجا؟ می گوید من طی الارض دارم اصلا میخواهم با طی الارض بیایم قم . خب خودت میدانی میگوید من فرض کنید که ماشین دارم میگویم با ماشین بیا میگوید من طیاره دارم با طیاره میآیم آن دیگر در اختیار آن فرد است و همین طور در نحوۀ اکرام که اکرام به چه نوعی باشد در اختیار است مگر این که مولا خودش مشخص کند و آن نوع طعام را خود او در این جا تعیین کند.
پس بنابراین مسئلۀ استطاعت در این جا یک مسئلۀ عقلی است و به عنوان شرط ایجاد برای آن وجود متعلق تکلیف است در خارج.
حالا چه این که در بعضی از اوقات مولا خودش هم تصریح کند بر این مسئله تفاوتی ندارد [مثلا] ان استطعت اکرم زیدا لیله الجمعه، حالا فرض کنید که شخص بگوید من در فلان شهر هستم مولا میگوید خب بلند شو برو در شهر خودت اکرام بکن میگوید به من ارتباط ندارد ان استطعت یعنی اگر نمردی اگر آجر به کلهات نخورد اگر فرض کنید که این جا پایت نشکست، بَلا سرت نیامد یا این که استطاعت مالیه نداشتی فرض کنید که دزد مالت را برد صبح بلند شدی دیدی دزد مالت را برده و نمیتوانی اکرام کنی. این مسائل خارجی را که خود عرف هم میفهمد و تشخیص می دهد که چگونه استطاعت سلب میشود و چگونه استطاعت حاصل میشود و این به اصطلاح بستگی به نظر عرف دارد.
این مسئله بسیار مسئلۀ مهمی است! یکی از کلیدهای اجتهاد و استنباط همین است که انسان ملاحظه کند ببیند حکمیرا که شارع بیان کرده و تکلیفی را که مقید به او کرده آیا این تکلیف، تکلیفی است که منزّل بر عرف است و منزّل بر حکم عقل است یا این که شارع در این جا نظر خاصی داشته و در بیان این مطلب از خود اعمال رویّه کرده است .

