جلسه ۷۷
10آن وقت انسان یک مرتبه نگاه میکند میبیند در یک فتوی بین آن چه را که گفته شده و بین آن چه که به نظر او میرسد صد و هشتاد درجه تفاوت است! اصلا به طور کلی متفاوت است واقعا یک مسئلهای است که حوزهها باید در این قضیه و مطلب خیلی بیشتر کار کنند.
این کتاب اجماعی که ما نوشتیم خیلی به اصطلاح این مسئله را جلو میبرد که چطور حوزههای علمی ما به جای پرداختن به مدارک و مسانید اصلی که قرآن و روایات و احادیث اهل بیت باشد اینها را کنار گذاشته اند و به جای او فتاوی فقها را جانشین کرده اند اصلا خود به خود یعنی این طور شده تا میگویند شیخ فورا یک دفعه همه یک متر مینشینند عقب، خب چرا مینشینی عقب؟ تا میگویند آقای فلان فتوی داده، فلان فقیه فتوی داده فلان شخص از بزرگان نسبت به این قضیه بابا او بزرگتر است یا امام سجاد علیه السلام؟ آن بزرگتر است یا امام باقر یا امام صادق یا امام رضا علیهم السلام؟ خب برای چه؟ مثلا اگر یک دلیلی نبود آنها یک چنین حکمینمیدادند! نه آقا اشتباه کرده خب اشتباه کرده مثل سایر موارد مگر شما در افراد قائل به طهارت و قدس و عصمت هستید که میآیید و آن عصمت و طهارت را در کنار طهارت امام معصوم علیه السلام قرار میدهید؟! خب اگر مسئله این باشد خیلی از مسائل ما زیر و رو خواهد شد و تغییر پیدا میکند.
پس بنابراین وقتی که آن مطلب تمام شد آن گاه انسان میرود سراغ این مطالبی که خب به اصطلاح مطرح میشود و این حرفها.
تلمیذ: اول میرویم سراغ قرآن بعد میرویم سراغ......
استاد: ببینید شما آخر با چه حسابی سراغ قرآن میروید من نمیگویم شما بیائید آن عقل و فطرت خود را به اصطلاح معیار و اصل قرار بدهید و مطلب را تمام کنید من آن حرف را نمیزنم اگر میگفتم، میگفتم قرآن را هم ببندید روایات را هم ببندید مثل این هایی که امروزی در میآیند و احکام جدید می آورند و مسائل حقوق بشری و چه میگویند که مخالف با احکام است این مسائل اشکال ندارد خب ما به این جا ها کشیده میشویم! نه، صحبت این است که آن دیدگاه اولیه خود را در این قضیه ببینیم خدا در دل ما و در درون این عقل متصل ما در این حجت باطنی ما چه قرار داده است خب نسبت به بعضی از مسائل میرسیم به بعضی ها هم نمیرسیم خب اصلا اشکال ندارد نسبت به این ها نمیرسیم این که فرض کنید که در ارباح مکاسب خمس است یک پنجم خب از لسان شرع باید این قضیه روشن بشود فطرت ما نمیگوید یک پنجم شاید فطرت ما بگوید یک دهم، یک دوم، یک سوم میزانش به اصطلاح از ناحیۀ او تعیین میشود، نه، نسبت به آن مسائل و احکامیکه عقل و فطرت انسان راهی دارد برای تشخیص آن، نسبت به آنها فکر میکنیم خب فکر کردن که اشکال ندارد یک فکری انسان انجام میدهد.

