جلسه ۷۶
9یکی بنده خدایی منزل مرحوم آقای انصاری میخواست پنکه نصب کند برداشت پشتیها را گذاشت روی هم روی هم رفت بالا از آن بالا با پنکه افتاد پرت شد پنکه خورد تو سر بدبخت و بیمارستان و این سر شکافته شد.
شارع میگوید بابا برو نردبان بیار قشنگ مثل آدم نردبان دو طرفه بگذار برو آن پنکه را نصب کن پشتی که آخر وسیلۀ... حالا اگر مولا بگوید بابا برای نصب این پنکه باید نردبان بیاوری این نردبان میشود اختیاری یا میشود اجباری؟ برای اجبارش میتواند حالا که بنده نردبان ندارم خوب نمیکنم نردبان از همسایه بگیرید این نیست که مقید کرده باشد.
تلمیذ: اگر مقید هم نشود این شرط فهمیده میشود نصب و بالا رفتن.
استاد: حالا اگر یکی کم دارد شارع آمده برای آن جایی که کم گذاشته از این نظر میداند که اتفاق افتاده برای آن هایی که چیز است آمده شارع توضیح هم داده که آقا بله درست است ایشان صحیح میفرمایند ما باید این ها را حمل بر مسائل ارتکازی بکینم حالا من آمدم اشتباه کردم یک خرده توضیح دادم به شما آمدم راهش را هم روشن کردم.
الان کسی که میخواهد مکه برود خب چه کار میکند زاد و راحله تهیه میکند خب بابا من غلط کردم آمدم گفتم مکه را باید با زاد و راحله بروی باید یک چیزی هم به شما بدهم آمدم گفتم دیگر بابا این ها بیا مکه که میخواهی بروی حج واجب بروی زاد و راحله تهیه کن دیگر نگفتم که بنشین بیربیر نگاه کن تا آخر عمرت هیچ پیدا نکنی یا اگر هم آمدی پیدا کردی جوری خودت را خارج کنی دور کنی از تحصیل، این را دیگر به تو نگفتم!!
خب این در این جا باید چه کار کند؟ طرف که میخواهد برود پنکه را بگذارد وقتی این پشتی دارد به او میگویند تو که میدانند کلهات عیب دارد و این حرفها پشتی نگذار من پنکه با پشتی را از تو قبول نمیکنم اگر هم کردی دوباره به تو میگویم که باید نردبان بگذاری باید نصب سلم کنی بروی پنکه بگذاری خوب حالا نصب سلّم میشود اختیاری؟ نه پس در عین این که شارع خودش قید را وضع و جعل کرده در عین حال واجب به نسبت او میشود واجب مطلق، این واجب دیگر واجب مشروط نیست واجب مشروطی که بخواهد انجام بدهد نخواهد انجام ندهد واجب واجب مطلق است باید بروی کسب مقدمات را بکنی مثل صلاة نسبت به طهارت باید کسب طهارت مائیه بکنی این طرف را بگردد آن طرف را بگردد بعد از حصول طهارت مائیه نماز را بخواند.

