جلسه ۷۵
4مثلا فرض كنيد در اينجا مرحوم صدوق در خصال از امام صادق عليهالسلام نقل ميكند كه ميفرمايند: و حجالبيت واجب علي من استطاع اليه سبيلا و هو زاد والراحله مع صحه البدن و ان يكون للانسان ما يخلفه علي عياله و ما يرجع اليه من حجه1 به همين مقدار كه بتواند انفاقي بكند اين كفايت ميكند در يك روايتي ديگري دارد همين قدر آن فرد بتواند در طول اين مدت عيال خودش را چيز بكند كفايت ميكند روايت صفوان است كه از امام باقر عليهالسلام سوال ميكند در اين مساله استطاعت حضرت ميفرمايند كه: فان عرض علیه الحج فاستحیی قال هو ممن یسطتیع الحج و لم یستحی و لو علی حمار أجدع أبتر2 خب حضرت ميفرمايد اين و لو علی حمار أجدع أبتر اين حكايت از اين ميكند كه آن راحله براي سفر حتما لازم نيست كه هواپيماي بوئينگ 747 آمريكايي باشد و آن هم درجه جلويش و آن درجه خاصش و فلان بلكه به هر وسيلهاي انسان واجب است اين حج را انجام بدهد بله از اين طيارههايي كه تاپ و تاپ هم ميافتند اگر از اينها هم بودند ميشود بگوييم واجب است؟ در اينجا مساله امنيت و خوف از چيز و در اينجا هست آدم وقتي كه اينها را ميبيند سوار نشود.
ما يك دفعه براي والدهمان ميخواستند بروند مشهد خب ايشان از اين طيارهها كه با طناب ميبندند چي است از اينها بود و ايشان خب حالش مساعد نيست اتفاق افتاد يكي دو مرتبه من ديگر از اين چيزها برايشان نميگيرم خلاصه ما رفتيم آنجا كه بگیریم گفت نيست يكي دو روز ديگر حتی سفرشان را هم ما دو يا سه روز به تأخير انداختيم كه آن طياره مناسبي باشد بعد موقعي كه آمديم برويم سوار بشويم من ديدم آن شخصي كه دارد بليطها را چيز ميكند ميگوييد مي دانيد طيارهتان چيست؟ تعجب کردم که چه می گوید ما توجه نكرديم به اين قضيه و كوتاهي كرديم يعني اگر من همانجا متنبه ميشدم حالا خواست خدا بوده من از سفر ايشان جلوگيري ميكردم باطلش ميكرديم وقتي رفتيم ديديم اين ماشين ما را به سمت اين طيارههاي قلابي و روسي كه خيلي عالي هست و خيلي خوب و فلان و آدم آنجا صاف ميرود دراز برميگردد نه هوا دارد نه فلان دارد گفتيم اه ما كه اصلا دو يا سه روز هم به خاطر اين قضيه تأخير انداختيم بعد يك دفعه ديديم ساير مردم هم شروع كردند ما هم رفتیم فقط ما نبوديم خيلي از اينها كه در اين اتوبوس بودند اينها هم اصلا با اين شرط اينكه اين هواپيما مال يكي از همين شركتهايي بود كه درآمده و بعد يك دفعه يكي اینها از ما ديواري كوتاهتر پيدا نكرده گفت حاج آقا ا ين هم مثل اينكه از علائم آخرالزمان است آدم بليط ايرباس ميگيرد توپولف دربياييد گفتم بفرمائيد توپولوف بعد يك دفعه از همه جمعيت روكرد به من، گفتم مگر من صاحب اين هستم؟ چرا به من میگویی؟ برو آن كه صاحبش است آن را پيدا كن البته اگر توانستي پيدايش كني! كه آقا شرعا و عرفا و عقلا ما بليط مشروط گرفتيم گفتم خب اين از علائم آخرالزمان است كه آنچه كه ما گرفتيم دوموتوره بود ولي اين سه موتوره خب اين كه بهتر است يك موتور هم اضافه دارد! اين امنيتش بيشتر است! به جاي دوتا سهتا دارد گفت بله منتهي ما دنبال دوموتورهاش ميگرديم خلاصه ما آنجا ديگر به فكاهي وخنده و اينها گذشت و بله گفتيم حالا خب تا اين جايش كه زير آسمانيم مشكلي پيش نيامده خدا به خير كند براي اين بندهخدا مادرمان كه حالا زير سقف ميرود و رفتيم ديدم اتفاقا وسطها دارد ايشان چيز ميشود و خيلي من در آن سفر ترسيدم ولي رد شد.
- 1- وسائل الشیعه کتاب الحج باب 9 حدیث 4
- 1- وسائل الشیعه کتاب الحج باب 10 حدیث 1

