اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۷۵

0
فقه

ادامه بحث استطاعت در حج - بحث از «زاد» در حج (4) - 06-06-1430

نسخه عربی

جلسه ۷۵

6
  • يا اينكه فرض كنيد در روايت معاويه‌بن عمار كه امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد ان حجى‌الاسلام واجبه علي من اطاق المشي من المسلمين خب در اينجا حضرت تصریح ديگر چه طوري بيان كند مشي معنايش راحله نيست به خدا معنايش همين رجل دوپا علی رجل است يعني طاقت داشته باشد استطاعت در اينجا تفسير به أطاق شده حضرت مي‌فرمايد اطاق حالا ما بيائيم بگوييم اين مربوط به همان قُرائي است كه مجاور مكه است حضرت در اينجا اين را هم دفع مي‌فرمايند و لقد کان من حج مع النبی صلی اللَه علیه و آله مشاه اينها مشاط بودند كه با پيغمبر از مدينه هفتاد فرسخ رفتند هفتاد فرسخ كم راهي نيست تا مكه و حتي و لقد مر رسول اللَه صلی اللَه علیه و آله بکراع الغنم فشکوا الیه الجهر و العناء1 تا اين حد مساله استطاعت بود كه اينهايي كه مشاه مي‌رفتند خسته و درمانده مي‌شدند از راه ولقد مر رسول اللَه صلي اللَه عليه و آله وسلم بكراع الغميم فشكوا الیه الجهد والعناء حضرت دیدند نشستند و ديگر حضرت فرمودند بابا بلند شويد برويد ببينيد خدا برايتان چي درنظر گرفته و اينها را حركت داد فقال شدو ارزکم و استنبطوا يك چيزي به شكمتان ببنديد و اين كمر خودتان را سفت بگيريد كه قوي بشويد كه بدن حالت حرکت و جهش و نشاط خودش را پيدا بكند و آن حالت گرسنگي در ا ينجا كه غلبه كرده آن حالت كم بشود چون وقتي انسان مي‌بندد بدن وشكم خودش را طبعا اين مساله به معده فشار مي‌آورد و اين جنبه اشتهايي كه هست از بين مي‌برد و اين باعث مي‌شود كه انسان گرسنگي را كمتر احساس كند سابق اين‌ كارها را مي‌كردند مخصوصا در جنگ‌ها اين مساله را انجام مي‌دادند دوباره باز روايت امام صادق عليه السلام است كه مي‌فرمايند يخرج و يمشي ان لم يكن عنده يعني ان لم يكن عنده الشيء ، ان لم يكن عنده راحله يخرج و يمشي خب الان در اينجا ميزان استطاعتي كه آن استطاعت شرط عقلي هست خود ائمه و حضرات عليهم السلام براي ما بيان كردند يعني آقا همين‌قدر كه دوتا پا داشته باشي برو اين استطاعت است آن وقت ديگر در اينجا آيا مبل و فلان و كامپيوتر و امثال ذلك اينها جزء مستثنيات نيست كسي كه مي‌تواند با دوتا پا برود بايد برود يا اين يا همين‌طور رواياتي كه مربوط به استقراض است رواياتي كه در اينجا هست روايات مهمي است كه بواسطه اين مساله اصلا بطور كلي حكم تغيير پيدا خواهد كرد مثلا فرض كنيد در اينجا دارد كه روايت امام صادق عليهم السلام است لو ان رجلاً معسراً أجحه رجل کان له حجه بعد حضرت مي‌فرمايند اين درست است ولي بايد بعد دوباره انجام بدهد و اين بخاطر اين است كه آن با خودش برده كه اين روايت‌ها را قبلا هم راجع به اين مساله عرض كرديم بله من الان اين روايت‌ها را نديدم اين را اتفاقا ديشب ديدم يعني در همين بحث كيفيت استطاعت اين مساله بود كه رواياتش را حالا خودتان برويد پیدا بكنيد در مساله استطاعت از حضرت سوال مي‌كند كه آيا اگر من بتوانم ديني و مالي را قرض بكنم آيا استطاعت بر من مستقر مي‌شود حضرت مي‌فرمايد بله شما بايد قرض بكنيد و بعداً با اميد به اداء مي‌توانيد كه اين را به اصطلاح بپردازيد يا اينكه در قبالش دارد كه از حضرت سوال مي‌كند كه من قرضي دارم يعني بر گردن من قرضي است و يعني خود او مستدين است و استدان من احد آيا با اين وجود من حج برايم واجب است يا نه؟ حضرت مي‌فرمايند كه واجب است و بعدا بايد از خدا طلب كني كه قرض تو پرداخته بشود البته اين مشخص است مربوط به آن قرض‌هايي است كه اين قرض مُعجَّل نيست قرض مؤجل است نه قرض معجل یا اينكه مربوط مي‌شود اين مساله به آن قرض‌هايي كه مشخص است كه با يك قران و دوریال مساله حل نخواهد شد فرض بكنيد طرف دويست‌ميليون قرض دارد خب اين كه دويست‌ميليون قرض دارد قرض را داشته باشد اين در عين حال مكه‌اش را نبايد ترك بكند خب يك قرضي هم اضافه بكند روي اينها براي مكه حالا بخواهد صبر كند تا اينكه دويست‌ميليون يا يك ميليارد هستند بعضی ها ور شکست میشوند در معامله‌اي يك ميليارد ضررش است و الان هم دارد زندگي‌اش را انجام مي‌دهد خب اين مستطيع است آن كسي كه يك ميليارد ورشكست مي‌شود نمي‌تواند پنج ميليون براي مكه بدهد بايد همه چيزها بماند در مساله استطاعت اينجاست كه ما به اين نكته مي‌رسيم كه قضيه استطاعت غير از اين بوده كه ما تا به حال مي‌شنيديم اينها همه به خاطر چيست؟ تمام اينها به خاطر اين است كه ما واجب مطلق را به جای مشروط و مشروط را به جاي واجب مطلق گذاشتيم يعني اگر در مساله حج از اول درست مي‌آمديم جلو و معناي استطاعت را به همان معناي عقلي و عرفي خودش حمل مي‌كرديم و واجب مطلق را به جاي واجب مشروط نمي‌گذاشتيم بر اين حج وقتي كه حكم واجب مطلق كرديم آن وقت ديگر در اين صورت مساله استطاعت حج هم مثل مساله تحصيل طهارت مائيه مي‌شود براي كسي كه قدرت دارد بر اينكه مي‌تواند آب را بگيرد و بخرد و اشتراء كند وتحصيل طهارت مائيه كند چطور در آنجا داريم واجب است بر او و تيمم حرام است براي كسي كه مي‌تواند آب بگيرد شما مي‌رويد از يك جايي آب نداريد وضو بگیرید مي رود مي‌گويد فقط از اين آب‌هاي معدني داريم و آن را هم گذاشتيم آنجا و اينقدر هم مي‌فروشيم واجب است كه بگيرد انسان و وضو بگيرد و حرام است كه تيمم كند اين مسأله حج هم همين طور است، مساله حج بايد اگر استطاعت دارد قرض بكند و مي تواند اداء كند يك وقتي نمي‌تواند خب اين يك مطلب ديگري است ولي نه مثلا از يك شخصي مي‌تواند بگيرد و كم‌كم خوردخورد هر ماه مي‌تواند يك مبلغ را بدهد تا اينكه سد قروض بكند به وسيله استدانه هم استطاعت حاصل مي‌شود رواياتش البته هست كه عجيب است حتي در مساله حج استحبابي هم حضرت مي‌فرمايند كه شما دين را در اينجا تقبل كن و حج استحبابي انجام بده خب خيلي عجيب است يعني وقتي كه امام عليه السلام نسبت به حج استحبابي مي‌فرمايد كه برو و خودت را مديون قرار بده آن وقت چطور در قضيه حج واجب اين مساله نيست كسي كه مي‌تواند خودش را مديون قرار بدهد و انتظار سد اين فرض كنيد ديون را هم در اينجا دارد چطور در اينجا مساله هست؟

    1. وسائل الشیعه کتاب الحج باب 11 حدیث 1