جلسه ۷۵
3ببينيد اعتبارات آمده تمام وجود ما را گرفته بعد ميگويند اينها مستثني است نه آقا كجايش مستثني است يا مثلا فرض بكنيد وسايل پردههايي كه انتخاب ميشود حتما از كجا باشد! پرده ارزان ميشود گران هم ميشود هر دو را ميشود انتخاب كرد تجملات فلان اين چيزها اينها دكورهايي كه هست ظروفي كه در اينجا مثلا خانم خانه انشاءاللَه خدا حفظش كند و وجودش را براي شوهر هميشه نگه دارد كه يك چنين تغيير و تحولاتي بيايد شوهرهاي بدبخت اينها همه چيست؟ گفته اند جزء مستثنيات است!
جزو مستثنيات نيست مستثنيات براي عيش و زندگي عبارت است از همان فرشي كه انسان مياندازد و آن فرش هم بايد متناسب باشد اگر فرش گرانتر باشد اشكال ندارد خوب است انسان گرانتر هم بياندازد دوامش بيشتر است ولي خب عليكلحال اين مستثني به حساب نميآيد كه ما اينها را خارج كنيم كه ببينيم آيا مالي ميماند كه با آن مال حج تحقق بدهد و استطاعت انجام بشود يا نه؟
استطاعت حاصل ميشود به وجود و تحقق آن شرايط زندگي و حيات برطبق همان خصوصيات فردي شخص نه اينكه الان فرض بكنيد همه چيز را ميگويند اقتضاي زمانه اين است كه اينطور باشد نه اقتضاي زمانه اين حرفها نيست ما خودمان زمانه را براي خودمان ترسيم ميكنيم اين اشكال ندارد در خانه يك كامپيوتر هم باشد فرض كنيد پنجاه تا موبايل هم باشد ولي بالاخره اينها جزء مستثنيات استطاعت به حساب نميآيد.
پس مرحوم صاحب حدائق و بسياري از بزرگان اين مسائل را جزو مستثنيات نميشمارند حتي بعضي از اينها تصريح كردند بر اينكه اگر كسي دوتا كفش و حذاء داشته باشد يكي از آنها جزء مستثنيات است وآن دومي نيست يعني تا اين حد مساله ... آن وقت با توجه به اين برداشتي كه بزرگان نسبت به مساله دارند اصلا بطور كلي قضيه استطاعت براي ما روشن ميشود كه استطاعت به چه چیزی حاصل ميشود به بيا و برو و پول كذا و اينها حاصل ميشود يا نه به همين وضعيت فعلي؟ لذا اين در مورد مستثنيات است كه در مستثنيات به اصطلاح نظر به اين است يعني استطاعت براي حاج حاصل ميشود با اين شرايط حتي يعني اگر فرض كنيد يك شخصي داراي اين شرايط زندگي هست حتي تصريح شده بر اينكه بايد اين لوازم را بفروشد و از پول او بايد تهيه مقدمات سفر حج را انجام بدهد اين نشان ميدهد كه مساله حج در نظر بزرگان باز يك مقداري قرص و محكمتر از بسياري افرادي كه ما مشاهد ميكنيم كه اينها چطور نسبت به قضيه حج اين قدر سست و بيمبالات هستند و همين طور از كنار ميگذرند و منتظر يك هديه و مائده آسماني هستند كه سماوي بيايد و اينها را بر بال ملائك بنشاند و در وسط كعبه فرود بياورد اين قضيه به اين نحوه در مورد استطاعت نيست حالا رواياتي كه در اينجا از امام عليهالسلام نقل شده اين روايات هم تأييد ميكند همين نظر دوم را يعني در واقع نه اينكه دو نظر هست يك نظر است يك نظريه قائل به تساهل بيشتر است ولي نظر دوم قائل به تساهل كمتر و از آن طرف اهتمام در وجوب بيشتر است.

