جلسه ۷۵
2يك وقت ما رفته بوديم يكجا از اين چيزها كه سرخ ميكنند درش ما ديديم آنجاست رويش هم قشنگ انداختند گفتم كه شما از اين استفاده ميكنيد گفت نه ما اين را براي دكور خريديم نشنيده بوديم كه ديگر وسايل آشپزخانه دکور!! حالا دكور در اتاق خوابشان بلور ميگذارند كريستال ميگذارند از اين قندانها و ظرفها دكور ميگذارند اماديگر وسايل آشپزخانه دكوري بابا یا سرخش كن يا بده به يك بيچارهاي كه درش سيبزميني سرخ كند حالا دكور است و اگر نباشد نميشود آشپزخانه لنگ است.
مرحوم صاحب حدائق ميفرمايند وسائل منزل درست است ولي نه هر چيزي خب راست ميگويد بنده خدا هر چيزي كه به عنوان وسائل منزل است تلويزيون هم شده جزو وسائل منزل خانهاي كه تلويزيون ندارد خانه اموات و شهر اموات است قبرستان است بايد آدم فاتحه هم در آن خانه بخواند و تلويزيون بايد داشته باشد به ما ميگويند شما تلويزيون نداريد چطور زندگي ميكنيد ميگويم ما هم مثل شما نفس ميكشيم اصلا شما چطوري زندگي ميكنيد زندگي انگار حتما بايد با پيچ آن تلويزيون كه صبح از خواب بلند ميشويد قبل از اينكه صورتتان را بشوييد و وضو بگيريد براي نماز صبح بايد آن را فشار بدهيد كه ببنيد چه کسی آن وسط درميآيد چه ميگويد از كجا آن وقت تا وقتي كه شب باطري تمام ميشود نه اينكه شما خاموش كنيد وقتي باطري شما تمام شد آن وقت خاموش ميكنيد كه آن بدبخت دو سه ساعت استراحت بكند و فردا دوباره روز از نو و روزي ما از این تلویزیون از نو، ببينيم چه روزيهايي براي ما مقدر شده است يا راديو و كامپيوتر و مبل و صندلي جزء اساسالبيت است حالا طرف روي زمين هم ميتواند بنشيند نه حتما بايد مبل داشته باشد ما يك دفعه رفتيم جايي، با اينكه خانهاي بزرگ بود ولي [اتاق او آن طرف هال بود و ميبايستي از لابلاي اين مبلها به سختي رد مي شديم] گفتم شما چطور در اين خانه زندگي ميكنيد بابا اينها را بردار عين آدم بنشينيد چه مرگتان است آخر! اين همه پيچ و جدا ميگوييم ناهارخوريش يك جور بود آن وقت يك چيزههاي اينقدري براي يك نفر چه خبر است؟ بابا اگر رستم هم اينجا بنشيند باز دستش اينقدر... براي يك نفر اصلا نه هوايي نه فضايي هيچي هيچي

