اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۷۴

0
فقه

ادامه بحث استطاعت در حج - بحث از «زاد» در حج (3) - 05-06-1430

نسخه عربی

جلسه ۷۴

4
  • مثلا در مورد صلاة نائم براي آن شخصي كه قبل از فعليت صلاة در قبل از زوال بيهوش مي‌شود يا اينكه خوابش مي‌برد و بعد از اذان مغرب به هوش مي‌آيد خب در اين موارد شارع حكم به قضا كرده اما در ساير موارد ديگر نه در آنجا بطور كلي اين مساله وجود دارد حالا اگر شارع و مولا در اينجا آمد و همين شرط و قيد عقلائي را تذكر داد و بيان كرد آيا ذكر شارع اين شرط عقلي را باعث خروج مفهوم آن شرط عقلي از مفهوم اوليه آن مي‌شود و يك مفهوم اصطلاح و شرعیه به خود مي‌گيرد براي تقييد اين حكم يا اين تكليف؟ يا اينكه نه بر همان مفهوم اولي خودش باقي است وقتي شارع مي‌فرمايد ان استطعت اكرم زيدا ليله‌الخميس اين معناي استطعت يعني چي؟ يعني همين استطاعت ديگر يعني بتواني، خودت را به زحمت نيانداز نه اينكه استطعت در آنجا از آن معناي عقليه و عرفيه خودش خارج مي‌شود حالا چون مولا آمده به اين معنا تنبيه كرده پس اين ان استطعت يك معناي ديگر پيدا خواهد كرد جداي از آن مفهومي كه ما قبلا داشتيم، نه، اين مساله به اين كيفيت نيست و مبنا و مدار تعامل عرف بر تغییر مفهوم قيود عقليه و عرفيه در صورت تنبيه مولا در آنجا نيست.

  • اين مساله شما مي‌بينيد قضيه بسيار مهمي است همانطوري كه خدمتتان عرض كردم در خيلي از موارد يكي از كليدهاي مهم اجتهاد رسيدن به اين مطلب و به اين نكته است كه بطور كلي جريان القائات شرعيه و انشاء قواعد كليه و اصول عمليه در مباني شرعيه جريان القاء تكليف مخاطبين و مساله تفهيم و تفهم و تبادل مطالب تمام اينها بر اساس همين قضيه واحده متابعت شارع از مباني عقليه و عرفيه در جريان تخاطب قرار مي‌گيرد.

  • شارع وقتي كه مي‌گويد اصل برائت را در اينجا جاري كن اصل برائتي كه خود عرف هم در اينجا جاري مي‌كند اما در آنجايي كه عرف اصل برائت جاري نمي‌كند جاي اصل برائت نيست شارع هم در آنجا يك چنين كاري را انجام نمي‌دهد وقتي شارع مي‌گويد لا تنقض اليقين بالشك مبناي استصحاب را بيان مي‌كند اين در اينجا همان استصحابي است كه اگر عرف هم باشد همين استصحاب را انجام مي‌دهد و خارج از اين استصحاب نمي‌كند اگر شارع قواعد حل و طهارت و سوق مسلمين را آورده اگر شارع مبنا و قاعده يد را آورده نمي‌دانم سوق مسلمين را آورده نه سوق مسلميني كه همه از سر تا پايشان معلوم نيست هزارتا كار مي‌كنند و از صدتا افراد بي‌دين و لامذهب هم بدتر هستند و اسم خودشان را مسلمين گذاشتند سوق مسلميني كه جريان تبادلات اين امور مسلمين در اين جايگاه سوق مسلمين است وقتي طرف صاف دارد نگاه مي‌كند می‌بینند ذبيحه غيراسلامي است سوق مسلمين در اينجا به چه درد مي‌خورد؟ هزارتا سوق مسلمين توي سرمان بخورد فايده‌اي ندارد در اينجا خودت داري مي‌بيني ذبيحه غيراسلامي است بسم اللَه نمي‌گويد رو به اين طرف دارد ذبح مي‌كند اصلا فرض كنيد يك آدمي است كه مسلمان هم نيست همين طوري دارند ذبح مي‌كنند يا اين كه مسائل ديگر يا در سوق مسلمين اصلا ربا جريان دارد حالا چون سوق مسلمين است پس بنابراين آنچه كه در اينجا وجود دارد همه اينها هيچ حكمي درش مترتب نمي‌شود؟ نه آقا سوق مسلميني كه درش ربا است و مبالات نيست كجا این سوق مسلمين مي‌تواند اماره برای حلیت امثال ذالک واقع بشود؟