اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۷۴

0
فقه

ادامه بحث استطاعت در حج - بحث از «زاد» در حج (3) - 05-06-1430

نسخه عربی

جلسه ۷۴

6
  • مجتهد در وهله اول بايستي به اين مباني عرفيه برسد اينكه مي‌گويند مجتهد بايد كاملا نسبت به سيره عقلائيه و جريان تخاطب و معاشرت اطلاع داشته باشد اين مساله همين است.

  • لذا قاعده حل و قواعد طهارت بر این بار مي‌شود موارد سوقيت، بيّنه، قرعه، تمام اينها در تعارض بين قرعه و بيّنه در آنجا چیست؟ در يك جايي كه بين قرعه و بيّنه متعارض است بيّنه مي‌گويد اين خانه زيد است ولي قرعه حكم به تناصف مي‌كند شما چگونه بين اين دو جمع مي‌كنيد؟ بعضي‌ها آمدند بينه را مقدم كردند بعضي‌ها قرعه را مقدم كردند اتفاقا اين مساله بين ما و مرحوم آقا بود و ايشان قائل به بينه بودند و ما سفت ايستاديم كه اصلا در اينجا حكم به تناصف مي شود چرا؟ مهمترين دليل و استدلال ما در اينجا در صورتي كه خود بينه‌ها با هم تعارض داشته باشند والا در صورت عدم تعارض خود بينتين حكم با بينه است قائل مي‌شود بر اينكه دار دار زيد است، نه، دوتا بينه حكم به تعارض دار زيد كنند دوتا بينه حكم به دار عمرو كنند يعني وقتي خود بينه در آنجا مي‌گويند بايد بين بينه قرعه انداخت كه آيا اين بينه را صلاحش را بپذيري يا آن بينه را درآنجا ما مي‌گفتيم در اينجا بينتين تفاوت مي‌كند وقتي تفاوت كردند حكم به تنصيف مي‌رسد يعني در آنجا بايد حكم به تنصيف كرد نه حكم به قرعه، مهمترين دليلي كه يادم است آن موقع ما ذكر كرديم اين است كه حكم عقل در اينجا آنچه كه به عدل نزديكتر است چيست؟ اينكه ما قرعه بين بينه بياندازيم يا حكم به تنصيف داركنيم؟ عقل می‌گوید تنصیف دار، چون كه اگر همه‌اش مال زيد است اقلا به نصفش برسد ولي در مورد قرعه نه اگر قرار باشد اين در واقع مال او با شد حالا آمد و قرعه دنگش گرفت بر اينكه اين خانه را به عمر بدهد خب اين زيد به هيچي از خانه‌اش نرسيده يك آجر هم نرسيده حكم عقل در اينجا نسبت به اين مساله چيست؟ مردم در اينجا چه مي‌گويند؟ دادگاه عين دادگاه اسلامي كه خيلي عالي است اين فرض كنيد در غير از جاهاي ديگر فرض كنيد چه مي‌گويند آيا حكم به تنصيف دار مي‌كند؟ قاضي يا حكم به قرعه بين بينه مي‌كند؟ تنصيف است اين مبنا همين دارد اين قضيه در بسياري از استنباط تكاليف حياتي است كه مجتهد مباني عرفيه را كاملا در دست داشته باشد و بداند كه احكام شرع و رواياتي كه اين روايات مقنن قواعد كليه هستند در چه جايگاهي از اين سيره عقلائيه قرار دارند آيا براي خودشان حكم مجزا جعل و وضع مي‌كنند يا مقرر آن سيره عقلائيه و جنبه عقلائيه است كه راجع به اينها مثالهاي زيادي زده شده و ديگر نيازي به توضيح نيست لذا ما در باب استطاعت مي‌بينيم شارع هم همين مبنا را طي كرده و روايات هم حكايت از همين مساله دارد.