جلسه ۷۴
3عليكلحال بطور كلي يكي از مسائل اصلي ما در باب استنباط يك مساله مهم اين است كه شروط و مقارنات عقليه و عرفيه و عقلائيه يعني بناي سيره عقلا و مگر اينكه شارع در اينجا معناي خاص داشته باشد و تذكر استثنا داشته باشد ولي در باب انشائات آن شرايط عقليه و همينطور شرايط وجوديه هم داخل در شرايط عقليه هستند شرايط عقليه و همينطور شرايط مبتني بر سيره عقلائيه كه از او تعبير به شرايط عرفيه ميشود اينها در دايره طلب در نفس مولا جايي ندارد يعني مولا در مقام بيان حكم نسبت به شرايطي مولا اين قيود و حدود را ميآورد كه عدم ذكر قيد و شرط مخلّ به غرض مولا در تحصيل تكليف است نسبت به آنها مولا اقدام ميكند اما هيچوقت مولا نميگويد ليله الخمیس اكرم زيدا ان استطعت خب استطعت معنا ندارد اکرم زيدا ليله الخميس لا تكون نائماً او تکون منتبهاً او ان کنت حیاً معنا ندارد يا مثلا اكرم زيدا ليله الخميس در وقتي كه منع عبورومرور در بلد است حكومت نظامي است فرض كنيد اين منافات با عبور و مرور و اينها دارد مثلا در آن زماني كه در شبها حكومت نظامي بود اگر مولا يك چنين امري را بكند كه اكرم زيدا ليلهالخميس خب در اينجا جا براي عبد هست كه سوال بكند براي فرض ديگر با وجود يك چنين شرايط عبور و مرور چگونه اكرام در اينجا محقق است آيا صورت اكرام را تغيير بدهيم از قبل زيد را بياوريم در اينجا كه بماند ولي جاي سوال است كه در اينجا اين سوال را بكند بر حسب عادی اين ليلهالخميس كه منع عبور و مرور است چطور فرض كنيد شما اكرام داري در اينجا، خب مولا شايد متوجه نباشد در مسائل عرفيه و شرايط حاكم بر عرف و سيره عقلائيه بناي مولا بر تذكر و تقيد حكم و تكليف آن شرايط و قيود نيست چه آن قيود عقليه باشد يا آن قيود غيرعقليه و عقلائيه باشد در قيود عقليه و عقلائيه كه مبتني بر سيره عرف است البته نه هر عرفي ، عرفي كه مخالف با مباني شرع در آنجا اصلا سيره عقلائيه راه ندارد و همينطور مبناي عرف در آنجا باطل است نه در عرفي كه از ناحيه شرع دليلي بر مخالفت آن نيامده باشد كه آن آيه شريفه خُذِ اَلْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ اَلْجٰاهِلِينَ ﴿الأعراف، 199﴾ حكايت از همين اصل عرفیه و عقلائيه ميكند در متابعت از احكام در اين موارد در اينجا خود آن طرز كلام در القاء تكليف لازمهاش همان رعايت اين مطالب است مگر اين كه در بعضي موارد در آنجا شارع تذكر بدهد:

