جلسه ۷۴
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
صحبت دربارة استطاعت و شرطيت استطاعت نسبت به وجوب حج عرض شد و مطلب در اين قضيه تمام شد كه استطاعت شرط براي وجوب حج هست منتهي شرط براي وجوب است به عنوان يك شرط عقلي مثل ساير شرايط عقليه مثل حيات و صحت و ساير شروطي كه اينها به عنوان شروط عقلي براي وجوب هستند و بدون آنها اصلا تكليفي تعلق نميگيرد و آن تكليف هیچ ارتباطي به مسائل خارجي ندارد استطاعت به معناي القدرى علي الفعل به اين معناست.
بعضي از فقها مانند صاحب مدارك و همين طور صاحب حدائق اين مطلب را به اين كيفيت متذكر شدند كه استطاعت در حج چيزي غير از خود آن قدرت نيست اضافه بر آن زاد و راحله به ميزان متعارف و مصطلح باشد.
نكتهاي كه نسبت به قضيه استطاعت عرض شد بعد از بحث اصولي كه راجع به واجب مطلق و مشروط كرديم به اينجا رسيد كه مساله استطاعت به معناي شرط عقلي و تحصيل شرط عقلي بر عهده مكلف است بنابراين واجب بالنسبه به شرط عقلي ميشود واجب مطلق نه اينكه واجب مشروط زيرا مولا شروط عقليه و مقارنات عقليه را در دايره تكليف هيچ وقت قرار نميدهد بله در بعضي از اوقات البته به عنوان تنجز نه به عنوان فعليت، به عنوان تنجز ممكن است قرار بدهد حالا فعليت بسته به اصطلاح ما كه فعليت را قبل از تنجز بدانيم يا تنجز را قبل از فعليت بدانيم اين بسته به كيفيت معناست در واقع ميشود دو مرتبه حالا تفاوتي هم نميكند فعليت اصطلاحا يعني به آن جنبه عادي و خارجي آن تكليف تنجز به جنبه استقرار گفته ميشود.
در بعضي از موارد داريم كه شارع آن جنبه تنجز را لحاظ كرده گرچه جنبه فعليت را لحاظ نكرده يعني تكليف مستقر شده حالا بواسطه عدم انطباق فرض كنيد شخص خواب است در اول زوال ميخوابد و بعد از غروب هم... خواب ادواري جنون ادواري شنيديد اين هم خواب ادواري دارد پنج دقيقه قبل از زوال خوابش ميبرد و موقع مغرب هم از خواب بيدار ميشود ميگويد خب الحمدلله كه چيزي بر ما مستقر نشده، نه اين شارع در اينجا به عنوان تنجز لحاظ كرده و قضايش را لازم شمرده.

