جلسه ۷۳
2لذا از امام علیهالسلام راجع به زاد وراحله به خاطر این سوال میکند که معنای استطاعت چیست؟ حضرت در این جا میفرماید استطاعت زاد و راحله و صحت در بدن است یعنی آن مساله مشی در این جا نیست مساله زاد و راحله است یعنی خدا این حج را با زاد و راحله در نظر گرفته است نه یک حج را به عنوان مشیا که خود را به مشقت بیاندازی و مشیا بروی و امثال ذلک.
مرحوم صاحب جواهر میفرمایند استطاعتی که در این جا آمده تفسیر به زاد و راحله شده و این در این جا نشان میدهد و مشخص است که منظور از استطاعت همین حصول زاد و راحله است این به اصطلاح یک .
و بعد ایشان میفرمایند در مقابل این ابنادریس و بسیاری از افراد دیگر مثل مرحوم صاحب حدائق و مرحوم صاحب ریاض نسبت به این مساله تشکیک کرده اند و به واسطه بعضی از اخبار دیگر حتی عدم راحله را برای کسی که میتواند به طور عادی و عرفی مشی را انجام بدهد، منافی با استطاعت نمیدانند، دلیل آنها هم روایاتی است که در این جا هم این روایات تفسیر همان استطاعت است یعنی همان طوری که آن عده استدلال بر شرطیت را مستند به تفسیر استطاعت میدانند این ها هم میگویند استطاعت در آیه تفسیر شده بر اخبار دیگر، فرض کنید همان طوری که عرض شد یکی روایت عبدالرحمن بن حجاج است که میگوید از امام صادق علیهالسلام سوال کردم که معنای استطاعت چیست و لله علی الناس حج البیت؟ حضرت میفرماید: «الصحة فی بدنه و قدرة فی ماله»1 خب در این جا حضرت تفسیر به راحله نکردند صحت در بدن مشخص است آدم مریض که نمیتواند حج برود والقدرة فی ماله قدرت داشته باشد برود قوت عیال را بدهد و زندگی خودش را در این سفر تأمین کند.
بله در بعضی روایات داریم له زاد و راحله، اما این که امام علیهالسلام میفرماید القوّة فی البدن و الیسار فی المال این را چه کار میکنیم دراین راحله نیست یا این که فرض کنید در روایت دیگری که روایت محمدبن مسلم است قال قلت لأبیجعفر علیهالسلام فان عرض علیه الحج فاستحیی؟ قال هو ممن یستطیع الحج و لم یستحیی؟! ولو علی حمار اجدع أبتر، قال: فان کان یستطیع أن یمشی بعضاً و یرکب بعضاً فلیفعل2 خب در این جا حضرت صراحت دارند که خلاصه در این جا مشی کافی است یا دوباره روایت حلبی عن ابی عبداللَه علیهالسلام میآید تا این جا أهو ممّن یستطیع حضرت میفرمایند: «فإن کان یستطیع ان یمشی بعضاً و یرکب بعضاً فلیحجّ»3 این فالیحج حکم وجوب است فالیحج ظهور در وجوب دارد و از آن جا معنای استطاعت هم به همین کیفیت قصد شده است یا این که در این جا حضرت میفرماید از معاویهبنعمار است که از امام صادق علیهالسلام سوال میکند از کسی که بر او دین است آیا حج واجب است؟ أعلیه ان یحج؟ حضرت میفرمایند بله این أعلیه ان یحج حتی میتوانیم بگوییم به تصریح میرسد از فلیحج این بالاتر است قال نعم أنّ حجة الاسلام واجبة علی من اطاق المشی من المسلمین و لقد کان من حج....الحدیث 4 ببیند حجة الاسلام را حضرت میفرماید واجب است ما نمیتوانیم با این روایت شوخی کنیم إنَّ حِجَّةَ الاِسلام نه حج مستحبی حجة الاسلام واجب چه طور یک چنین روایاتی که ما در این جا داریم این روایات را ندیده بگیریم؟ روایت دیگر روایت ابیبصیر است که عرض میکند قلت لأبی عبداللَه علیهالسلام: قول اللَه عزّوجل: و لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا قال یخرج و یمشی ان لم یکن عنده اگر زاد و راحله نداشته باشد یخرج و یمشی، قلت: لایقدر علی المشی قال: یمشی و یرکب قلت: لایقدر علی ذلک أعنی المشی قال: یخدم القوم و یخرج معهم5 خدمت بکند و با آن ها خارج بشود .
- 1- وسائل الشیعه کتاب الحج باب 8 حدیث 12
- 1- وسائل الشیعه کتاب الحج باب 10 حدیث 1
- 2- وسائل الشیعه کتاب الحج باب 10 حدیث 5
- 3- وسائل الشیعه کتاب الحج باب 11 حدیث 1
- 4- وسائل الشیعه کتاب الحج باب 11 حدیث 2

