جلسه ۷۲
4و همین طور در آن روایتی که از امام رضا علیهالسلام است و حضرت در آنجا تصریح دارد که مرة واحده این را منظور حضرت به أدنی الناس است که جنبه غالبی دارد برای افراد مخصوصا در آن زمان که شدّ رحال از اماکن بعیده خیلی مشکل بود هر کسی بخواهد بیاید و مخصوصا مشیا بیاید چه طور این که در بعضی روایات هست که مشیا بخواهد انجام بدهد این جنبه غالبی مساله اقتضا میکند که حج همان مرة واحده به این کیفیت در این جا جعل شده باشد پس این فقها حمل کرده اند روایاتی که دلالت بر وجوب حج مرة واحده میکند را بر اغلبیت ناس و همین طور بر افرادی که آن ها استطاعتشان یک استطاعت عادی نیست یعنی میتوانند بروند ولیکن با تحمل مشقت و این ها که در آنجا خدا این تکلیف را از آنها برداشته است افرادی که مثل فقها و عموم افرادی که در این جا حج را همان مرة واحده میدانند این روایات فرض را حمل بر استحباب کرده اند و گفته اند مستحب است ما در مقابلش روایات صریح داریم خب روایت خالد در آن جا تصریح دارد که حضرت میفرماید امام صادق علیه السلام فرموده و هم یطیقون اکثر ولکن این حج تکالیف بر ادنای از این وضع شده.
حالا ما در این جا چه کنیم؟ کدام یک از این دو مساله را در قبال خود ملزم از نقطهنظر تحصیل ملاک ما در این جا میدانیم از آن طرف روایات دارد فرض علی اهل الجده واجب است لعل این که شما بگویید بله آن حج برای کسانی که استطاعتشان در حد یک مرتبه است آن دسته از روایات است این روایات هم که منافاتی ندارند این روایت هم که میفرماید فرض علی اهل الجده بسیار خوب هر کسی که متمکن است بایستی این قدر انجام بدهد مثل این که آن کسی که متمکن است فرض کنید تمکن دارد مثل کسی میماند که کفارهای به او تعلق میگیرد و هر مقداری که میتواند به همان مقدار شصت تا مسکین را باید بدهد حالا فرض کنید این دهتا مسکین بیشتر نمیتواند طعام بدهد باید همان دهتا را بدهد نمیشود گفت چون شصتتا مسکین را نداری بنابراین به عنوان یک واجب ارتباطی نه دهتا را باید بدهی به جایش احکام ترتیبیه هم داریم که فان لم یجد کذا در این آیاتی که داریم که اگر این نتوانست آن بعدی اگر نتوانست این بعدی این مساله حکایت از این میکند که خداوند این مطلب را در اینجا بر اساس توان فرد قرار داده آن کسی که میتواند شصت مسکین را طعام بدهد باید شصت مسکین را طعام بدهد یا این که نسبت به هر کسی که در سایر افراد هست فرض کنید در مورد جهاد آن کسی که مال ندارد چیزی ندارد فقط خودش هست و یک شمشیر بایستی با همان یک شمشیر خودش جهاد کند حالا اگر کسی این استطاعت بیشتر دارد مرکب دارد چه دارد باید آنها را هم داخل در مساله جهاد کند اگر کسی فرض کنید اموال دارد آن اموال را باید صرف در جهاد کنند هر شخصی به میزان استطاعتی که دارد به همان میزان تکلیف نسبت به او بالاتر میرود و تکلیف یک به اصطلاح ازدیاد بیشتری پیدا میکند لعل این که مساله حج هم از همین باب باشد امام علیهالسلام از یک طرف میفرماید که حج واجب است مرة واحده برای کسانی که یک مرتبه میتوانند بروند و اغلبیت این طور است و از آن طرف میفرماید فرض اهل الجده برای کسانی که میتوانند به بیشتر از این ها بروند دوتا تکلیف جداست و لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا هم که اطلاقش فقط به تحقیق تکلیف به مرة واحده نیست لله علی الناس حج البیت هر کسی که میتواند باید حج را انجام بدهد خب کجای این داریم که یک دفعه بروی؟ با یک مرتبه رفتن حکم شرعی در این جا ساقط شد ولی آیا حکم شرعی استمرار ندارد؟ مثل این که فرض کنید من بگویم اکرام عالم عادل برای شما واجب است، خب شما آمدی یک عالم عادلی در این دنیا پیدا کردی که یکیش هم پیدا نمیشود شما آمدی یک عالم نیم چه عادلی را پیدا کردی و اکرامش کردی یعنی این حکم مولا دیگر تمام شد؟ یا نه این حکم مولا استمرار دارد دوباره هفته بعد چشمتان به یک عالم نیمچه عادلی افتاد ثلثش ربعش و خمسش هم بود فرض کنید بگذاریم روی سرمان اگر پیدا کردید باز در این صورت باید چه کار کنید؟ آن حکم اکرم بیاید مگر این که استنباط بشود که آن تکلیف برای مرة واحده است که با تحقق خارجی آن مکلفبه آن تکلیف هم ساقط میشود.

