جلسه ۷۲
5پس نفس خود آیه نه دلالت بر مرة میکند و نه دلالت بر تکرار، بلکه با جنبه اطلاقی خودش آن تکرار استفاده میشود نه این که از خود لفظ تکرار فهمیده بشود فرق میکند بگوئیم که لله علی الناس حج البیت متکررا لمن استطاع الیه سبیلا یا لله علی الناس حج البیت مرة واحده لمن استطاع الیه سبیلا این جنبه اطلاق دارد الان هم چند سال از این قضیه گذشته آیا آن حکم باز راجع به ما هست یا نه؟ خب لله علی الناس حج البیت در این جا شامل خواهد شد.
پس هم آیه در این جا دلالت بر اطلاق میکند اطلاق آیه مقتضای تکرار خواهد بود و همین طور روایاتی که بر روایات فرض در این جا هست آن هم دلالت بر این مساله میکند انه یجب وجوباً کفائیا که البته ایشان تعبیر به وجوب کفایی کردند یکی روایت کافی است که میفرماید عن علی بن جعفر روایت از موسیبنجعفر علیه السلام است حضرت میفرماید إن اللَه عزّوجل فرض الحج علی اهل الجده فی کل عامٍ نه این که چند سال یک مرتبه چهار سال یک مرتبه فی کل عامٍ و ذلک قوله عزّوجل لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا و من کفر فان اللَه غنی عن العالمین یعنی همین مطلبی را که من عرض کردم همین مطلب را امام موسیبنجعفر به عنوان اطلاقگیری تکرری که از اطلاق گیری اخذ اطلاق از آیه است همین مطلب را حضرت دارد به این دلیل که لله حضرت نمیفرماید لله علی الناس حج البیت با انجام دادن مکلف تکلیف ساقط میشود امر دلالت بر چی میکند؟ مرة واحده میکند اتیان به مکلف نه، شاید حضرت هم اصول خوانده بودند حضرت این اصولهای چرت و پرت ما را که نخواندهاند اصولی که آنها خواندند اصولشان با ما فرق میکند قال قلت: فمن لم یحج منا فقد کفر قال: لا و لکن من قال: لیس هذا هکذا فقد کفر1 خب این یک روایت روایت دیگر روایت از امام صادق علیه السلام است ان اللَه عزوجل فرض الحج علی اهل الجده فی کل عامٍ2 ببینید این روایتها روایتهای صریح است آن روایت محمد بن یعقوب عن عدة من اصحابنا، عدة من اصحابنا خیلی روایت را به اصطلاح صحتش را بالا میبرد بعد سهلبن عن موسی بن قاسم البجلی عن محمد بن یحیی و همه این ها از علیبنجعفر که برادر موسیبنجعفر است یاد میکنند روایت دوم روایتش این ها همه سندش صحیح است روایت سوم روایت علیبن ابراهیم است عن محمدبناسماعیل عن الفضل بن شاذان عن ابن ابی عمید که خیلی روایت صحیحی است عن عبدالرحمن بن الحجاج قال: قلت لابی عبداللَه علیه السلام الحج علی الغنی و الفقیر؟ فقال: الحج علی الناس جمیعاً کبارهم و صغارهم فمن کان له عذر عذره اللَه 3 خب این روایت بر این مساله چیز ندارد خیلی، روایت دیگر بسیار سندش صحیح است محمدبن یحیی است محمدبن احمد است که همان خالد باشد عن یعقوب بن یزید است ابن ابی عمید عن ابی جریر القمی عن ابی عبداللَه علیه السلام حضرت باز میفرماید الحج فرض علی اهل الجده فی کل عامٍ4 روایت دیگر روایت حذیفه است که به نظرم این باید چیز باشد با مختصر تصرفی در سند که حضرت در این جا باز این را میفرماید روایت دیگر روایت صدوق است محمدبن علی بن الحسین در علل ، احمد بن محمد عن ابیه عن السندی بن الربیع آن هم فرد موثقی است عن محمد بن ابی القاسم عن اسد بن یحیی عن شیخ من اصحابنا قال: الحج واجب علی من وجد السبیل فی کل عامٍ 5 این هم باز در این جا این مساله را حضرت به این کیفیت بیان میکند که خب البته در این جا دارد که شیخ این روایات را حمل بر استحباب کرده و بعد البته این را مثل این که سابق هم عرض کردیم و بعضیها گفتهاند که منظور این است که کسی که در سنه اول انجام نداده در سنه بعدی کجای روایت این را میگوید؟ این جا دیگر زدن به خاکی است رفتن در خاکی، حضرت میفرماید فی کل عامٍ چه ربطی دارد به این که ما بگوییم برای کسی که انجام نداده سال بعدش منظور حضرت است؟ خیلی عجیب است! خوب نیست این طور صحبت کردن صحیح نیست آدم خوب است که بگوید نمیدانم نه این که بیاید روایت را این طور معنا کند فان لم یفعل وجب فی الثالثه چه ربطی دارد قضیه والا قرب ما قلناه من الوجوب الکفائی ایشان مرحوم صاحب وسائل این را حمل بر وجوب کفایی کردند که از باب این که آن به اصطلاح در همان مثل وصایای امیرالمؤمنین که داریم لا تترکوا حج بیتکم که بیتاللَه را از حاج نگذارید که خالی باشد اللَه اللَه فی حج بیتکم و همین طور روایاتی که داریم که تأکید شده بر عدم خلو بیتاللَه روایاتی که حاکم اسلام واجب است که افرادی را در صورت عدم حج بفرستد برای حج که بیتاللَه خالی نباشد از مجموع این روایات مرحوم صاحب وسائل باز ایشان یک قدری نزدیکتر به مساله بررسی کردند که حمل به وجوب کفایی کردند مساله فرض ولکن مطلب به نظر میرسد که بالاتر از این حرفهاست.
- 1- وسائل الشیعه کتاب الحج باب 2 حدیث1
- 2-وسائل الشیعه کتاب الحج باب 2 حدیث 2
- 3- وسائل الشیعه کتاب الحج باب 2 حدیث 3
- 4- وسائل الشیعه کتاب الحج باب 2 حدیث 4
- 5- وسائل الشیعه کتاب الحج باب 2 حدیث 6

