جلسه ۷۱
9این قضیه حج را برای مردم کرده اند به یکی عبادت نفرتانگیزی که این جز وحشت و خشیت و خوف و ترس و ناامیدی و یأس در این عبادت چیزی وجود ندارد این عبادتی که باید بهترین لحظات زندگی و عمر انسان به حساب بیاید و خاطرات این حلاوتِ عبادت در زیر زبان تا آخر عمر باشد تبدیلش میکنند به یک عبادتی که آن دوست ما که الان نیست و خلاصه رفته بود جایی آن گفته بود که من تا عمر دارم دیگر پایم را در مکه نخواهم گذاشت با این وضعی که فلان، بهش گفتم بابا بیا با هم یک عمره برویم آن وقت بعد این طور بگو که البته قرار هم گذاشتیم برویم و دیگر نشد و فعلا هنوز قول عمرهای به ما داده خلاصه کاری کرده بود هفده بار میگفت این آخوند کاروان من را مجبور کرد نماز طواف خواندم هفدهبار که سید هم هست میگفت روز قیامت من دامن جدم را میگیرم تو را احظارت میکنم میگویم اگر آن دینی که تو برای ما آوردی این است من همان روز قیامت از دین تو برمیگردم و اگر غیر از این است داد من را از این آدم بگیر که ببین چه بر سر من آورده ببینید چه وضعی ولی خب بعضیها هم هستند در آن سفری که چند سال پیش رفتیم یکی از همان افرادی است که از دوستان ما هم هست و آقای اعتمادی یا اعتمادیان شیخی هست مرد فاضل و بسیار مرد اهل تقوایی است ایشان من میدیدم که بسیاربسیار روان و خیلی خوب با مماشات و خیلی راحت خلاصه مساله را افراد و مشکلشان را حل میکند خیلی هم من تشویقش کردم خلاصه این افراد هم هستند ولکن علیکلحال جو عمومی غالب مساله است درست.
خب این یخدم قوماً دلالت بر این میکند که منظور امام علیهالسلام نسبت به زاد یک زاد فعلی نیست زاد بالقوه هم شامل میشود پول عیال را داشته باشد بدهد بعد خودش برای تحصیل زاد بالقوه حرفه دارد کاری میتواند انجام بدهد برود برای مردم آب بیاورد و پول به او بدهند برود کارشان را انجام بدهد اسبانشان و راحلههایشان را تیمار بکند بااین وضعیت آنها هم به اوکمکی میکنند این هم در این صورت برایش میسور است و آن مساله زاد در این جا حاصل میشود.

