جلسه ۷۱
10با توجه به این مساله استفادهای که ما میکنیم از این روایات این است که آن استطاعتی که منظور امام علیهالسلام است در موسر بودن که امام صادق علیه السلام فرمودند که شخصی که موسر است آن باید به حج برود و وقتی که به ایسار رسید باید برود آن یسر عبارت است از همین قدرت بر حج ولو با خدمت به افراد ولو با رکوب بعض و مشی بعض ولو با استطاعت بر مشی برای کسی که قدرت بر مشی دارد معنای موسر در مساله حج به این معنا اطلاق میشود چون امام علیهالسلام همان طوری که در آن جا فرمودند بر شخص موسر حج واجب است فان ایسر فعلیه ان یحج اگر شخصی را فان عرض علیه مال فعلیه ان یحج ان کان موسراً ایسر بعد ذلک ما متوجه میشویم که معنای یسر این یریداللَه بکم الیسر و لایریدکم بکم العسر این یسری که در این جا است به معنای تختخواب و تخت روان و پر زدن و بال ملائکه به او نیست این به معنای رفتن به مکه و طاقت برای رفتن به مکه دارد.
پس بنابراین ماحصل روایاتی که در این جا نسبت به مساله استطاعت روشن میشود این است که شخص قادر بر رفتن به حج باشد ولو به وسیله رکوب بعض و مشی بعض یا ولو به واسطه مشی تنهایی لمن کان قادر بله برای کسی که قدرت بر مشی ندارد خب زاد و راحلهای که هست در این جا این همان است برای کسی که نمیتواند قوم را خدمت کند پس باید همین زاد و راحله فعلی را داشته باشد او را دیگر خدا نخواسته آن دیگر از تحت این عنوان معرف شرعی خارج است آن کسی که قدرت بر این مساله را ندارد درست روی این جهت صحبت در این مساله به این جا میرسد بحث ما در اینجا این است که اولا مساله استطاعت روشن شد که قضیه استطاعت قضیه زاد و راحله تنها نیست بلکه زاد راحله در صورت عدم قدرت بر مشی است و در صورت قدرت بر مشی در آن جا راحله شرطیت ندارد این یک، دوم در مساله زاد زاد فعلی محسوب نیست بلکه حتی زاد استعدادی و بالقوه هم در قضیه زاد در روایت مورد این شرط تحقق موضوع برای حج و تکلیف در این جا خواهد بود ولی قوت عیال نه آن مساله قوت عیال به جای خودش محفوظ است حالا این مساله استطاعت شد.

