جلسه ۷۱
2مثلا فرض کنید در مورد سفر خب شارع در این جا آمده نسبت به احکام عرفیه خودش اظهار نظر کرده که این سفر چه قدر است؟ هشت فرسخ، چهار فرسخ یا دو فرسخ است، همان سفری که در آن موقع هست شارع آن را به عنوان یک حکم قرار میدهد و لذا وقتی که شارع میگوید سفر، اثنی و عشرین میل است این اثنی و عشرین در نزد افراد آن زمان خیلی مستغرب نمیآید که شارع از خودش یک حکم جدیدی را آمده وضع و جعل کرده، نه، سفری که در آن موقع بوده این قدر بوده همان را شارع میزان برای سفر قرار داده یا مثلا فرض کنید در احکام عرفیه ما این مطالب را میبینیم باز مطالب عرفیه مسالهاش اخص از این مطالب عقلی است در مطالب عقلی اصلا شارع اظهارنظری نمیکند و محدودهای برای احکام عقلی بیان نمیکند، مثلا در مساله حد ترخص شارع دارد که صوت اذان شنیده نشود، این که صوت اذان شنیده نشود خب مشخص است برای افراد که وقتی میآیند خارج میشوند این خروجشان خروجی باشد که حکایت از سفر بکند نه خروجی که آمده و در کنار شهر و کاری دارد و دوباره برمیگردد به مرکز شهر و الان وقتی کسی که در یک چنین وضعیتی است چه میگویند؟ مثلا ما الان اگر بخواهیم برویم تهران میگویند اگر کسی عوارضی برود قصد تهران دارد در یک چنین حدی، خب بله اگر فرض بکنید در آن جا صدای اذان بیاید در عوارضی قم شنیده نمیشود فرض کنید از آن منازل و این ها بیاید دیگر صدای شنیده نمیشود از دور بله ولی این که صدای اذان است شنیده نمیشود. در مسائلی که جنبه عقلی دارد و عرف نسبت به این مساله نظر دارد در این جور موارد ما میبینیم که شارع همان نظر عرف را در مُتَّبع قرار داده همان در این جا مورد نظر است و در بعضی موارد میبینیم که خودش آمده جلو و پا را نسبت به این قضیه یک مقداری جلو گذاشته، در مساله استطاعت خب این قطعا ازاحکام عقلی است از نظر حکم عقلی منوط به قدرت است یعنی وجوب حج منوط به قدرت است، چه طور این که وجوب صلاه و وجوب صوم هم منوط به قدرت است این ها همهاش منوط به قدرت است و شارع در این جا نمیآید و این مساله را به عنوان قدرت مطرح کند بلکه شارع میآید برای مردم این استطاعت را توضیح میدهد در مورد استطاعت در صلاه فرض کنید شخصی که میتواند صحیحاً صلاه راانجام بدهد درحال قیام است برای کسی که پایش درد میکند و نمیتواند بایستد استطاعت در صلاه جلوس است برای کسی که دیسک گرفته و نمیتواند بنشیند استطاعت صلاه مستقلیاً است، ببینید شارع دارد خودش میآید و بیان میکند و بعد هم خودش به یک عنوان کلی میگوید مااستطعتم به هر کیفیتی که توانستی دیگر من نمیآیم به شما بگویم یعنی دوتا کلی بگذارد یکی اضرار بر بدن جایز نیست یکی هم اتیان به واجبات از یک طرف اتیان ملزم است در جمع بین این دو آن وقت دیگر خود انسان باید ببیند این صلاه را مستقلیا باید انجام بدهد یا اگر کمرش هم دوتا بشود باید بایستد این دیگر خود انسان باید بیاید و این مساله را بررسی کند شارع حکم کلی به دست انسان میدهد و انسان می آید نگاه میکند در مورد صوم، استطاعت در صوم چیست؟ این است که انسان صحیح و سالم باشد حالا اگر یک صومی بود که حتی با وجود مرض هم شارع نسبت به آن صوم نظر داشته باشد درآن جا شارع میآید این مطلب را تذکر میدهد گرچه حتی مریض هم باشی باید این صوم را انجام بدهی استطاعت در آن جا به صرف انجام صوم است ولو منجر به زخم بازشدن و خونریزی روده و اثنیعشر، بشود فرض بکنید این مساله الزامش تا این حدّ وجود دارد.

