جلسه ۷۱
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
نسبت به مساله استطاعت مشخص شد که این مساله یک شرط عقلی و وجودی است و هیچگاه شارع در شرط عقلی، آن ملاکیت حکم را منوط به شرط عقلی نمیکند بلکه شرط عقلی مثل سایر شرایط عقلی و وجودیه، اصلا به طور کلی خارج از دایره تکلیف است، همان طوری که مرحوم نائینی فرمودند.
وقتی مولا به بندهاش میگوید اکرم زیدا حالا اکرم زیدا ان کنت حیا را دیگر لازم نیست بیاورد خب بالاخره اکرام شرط عقلی و وجودیش حیات مکلف است یا این که فرض کنید اکرم زیداً ان جَنَّ اللیل نیازی به تذکر و اشتراط مولا در تعلق حکم نیست، بلکه مساله جناللیل یک امر طبیعی و بدیهی است بالاخره این زمین در حال گردش است و زوال خواهد شد و بعد از زوال هم لیل در پیش خواهد آمد بله مشروط به لیل میکنند و لیل به عنوان ظرف نه به عنوان قید که اگر شب شد اکرام بکن و اگر شب نشد اکرام نکن، چنین چیزی لغو است یا اگر زنده بودی زید را اکرام بکن اگر زنده نبودی خب نکن پس میخواهید وقتی بمیرد اکرام کند؟ اصلا معنی ندارد مولا یک چنین شرطی را ذکر بکند، یا اگر استطعت اکرم ان لم تستطع لا تکرم زیداً این لغو است اصلا معنی ندارد مولا قدرت و استطاعت را شرط و قید برای تکلیف قرار بدهد.
بر این اساس مساله استطاعت همان طوری که در سایر آیات نسبت به آن تصریح شده است به عنوان یک قید عقلی است و سایر موارد عقلی و استطاعتی را که راجع به آوردن سوره در آیه قرآن است اگر میتوانید یک سوره بیاورید اگر میتوانید مثل این قرآن را بیاورید اگر میتوانید يٰا مَعْشَرَ اَلْجِنِّ وَ اَلْإِنْسِ إِنِ اِسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطٰارِ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ فَانْفُذُوا لاٰ تَنْفُذُونَ إِلاّٰ بِسُلْطٰانٍ ﴿الرحمن، 33﴾ که این مساله استطاعت است إذَا اَمَرتُکُم بِشَیءٍ فَأتُوا مِنه مَا إستَطَعتُم1 به هر مقدار که میتوانید انجام بدهید خارج از میزان استطاعت چیزی بر شما نیست یعنی ملاک اقتدار عادی و تسلط عادی است و اگر شارع در این جا قیدی را حدودی را لحاظ کرده باشد برای یک حکم عقلی یا وجودی، این به واسطه دفع دخل و کیفیت بیان حکم است عندالاشتباه و عندالاجمال، که تصور نشود که الان مساله استطاعت و حکم عقلی فرق میکند.
- بحارالانوار جلد 22 صفحه 31 باب 37

