جلسه ۷۰
5حالا بر فرض که بگوییم نه، من استطعتی که در این جا هست مقدمه شرعیه است یعنی شارع آمده گفته است که این استطاعت را من جعل کردم و ارتباطی به حکم عقل ندارد من شارع آمدم استطاعت را جعل کردم فرض را اصلا بر این میگذاریم، خب شما میگوئید که هر قیدی را که شرع بیان کند، آن مقید را به واجب مشروط مبدل میکند، وقتی که شارع بگوید اکرم زیدا بهذا الطعام قیدی را که میآورد قید عقلی است یا شرعی؟ شرعی است حالا چون قید شرعی است اکرام میشود واجب مشروط یا مطلق؟
بنده باید بلند شوم بروم تحصیل این طعام را بکنم این را که از اطلاق درنیاورده، این که آقایان میگویند اگر مقدمه شرعی باشد واجب را تبدیل میکند به واجب مشروط این حرفی بیاساس است، مقدمه شرعی که در تحصیل و عدم تحصیل آن مقدمه مکلف مختار است، آن واجب میشود واجب مشروط، ولی مقدمه شرعی که مکلف نسبت به او مختار نیست خب این را از اطلاق بیرون نمیآورد. وقتی من میگویم شما با این وسیله برو و این پیغام را به فلان شخص بده یعنی من میخواهم بروی و این پیغام را برسانی و طرف هم خیال نکند که تو ماشین نداری نه تو ماشین داری و با ماشینت رفتی این را گفتی یا با ماشین خاص برو این را بگو که فرض کنید این نظر خاص در این جا دارد که تصور کند که از پیش خودش نیامده این وسیله آن شخص است که گرفتی و آمدی این پیغام را خواستی برسانی حالا این که میگوید با این وسیله خاص برو این قید شرعی میشود یا نه؟ شرعی است خب حالا این قید شرعی الزامی است یا نه؟ الزامی است، حالا من میتوانم بگویم چون در این جا شارع گفته مولا وسیله خاص را گفته پس بنابراین این واجب را واجب مشروط می شود و واجب مشروط هم تحصیل مقدماتش در اختیار انسان است میتواند انجام بدهد یا ندهد؟ آیا من میتوانم با صرف شرعی بودن قید رفع مسئولیت ایجاد مقدمه را از خود بکنم؟

