اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۷۰

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - ما حصل بحث و جمع بندی نظریه مختار استاد (4) - 17-05-1430

نسخه عربی

جلسه ۷۰

4
  • بله خود اصل آن قضیه از ناحیه شارع آمده ولی اقدام بر آن ها دیگر می‌شود اقدام عقلی یعنی عقل حکم به تنفیذ و ایجاد آن مقدمه می‌کند و نیازی به این که دوباره امر مولوی در ایجاد مقدمه بیاید ندارد، فقط مولا می‌گوید اکرم زیدا بهذاالطعام بیش از این نمی‌گوید اما این که مقدمه‌اش این است که این در سوق باشد یا نباشد یا این که باید بروی این ها را از سوق بخری یا نخری یا این که چند روز باید زودتر بروی این ها را تهیه کنی شاید تمام بشود، به مولا کاری ندارد هیچ‌کدام این ها به مولا کاری ندارد تمام این ها جزو مقدمات عقلیه است که عقل برای ایجاد آن تکلیف قیام به این مقدمات را ضروری می‌داند که نسبت به این تکلیف باید این اقدام بشود .

  • روی این جهت مساله استطاعتی که در این جا آمده است لله علی الناس حج‌البیت من استطاع الیه سبیلا این استطاعت یا استطاعت عقلیه است که خب دیگر طبعا هیچ ارتباطی با وجوب حج ندارد، عقل می‌گوید کسی که می‌خواهد به حج برود باید استطاعت داشته باشد یعنی فقط مقام اخبار است یعنی صرف اخبار است که باید این مساله انجام بشود و وجود داشته باشد. مثل این که آن کسی که می‌خواد حج برود نباید خواب باشد باید بیدار باشد کسی که می‌خواهد حج برود باید دیوانه نباشد خب معلوم است که نباید دیوانه باشد باید عاقل باشد کسی که می‌خواهد حج برود فرض کنید باید قدرت داشته باشد ضعف نباید داشته باشد نسبت به آن راه و آن چیزها، خب این ها مسائل عادی است مقدمات عقلی است که از آن تعبیر به مقدمات وجودیه می‌شود. در این موارد یک وقتی این طور است یعنی منظور از استطاعت آن که ما می‌فهمیم از آیات و روایات که تفسیر آیه شده، همین مقدمه عقلی است یعنی این استطعتم با آن استطعتم در سایر آیات هیچ تفاوتی ندارد، ان استطعتم فافعلوا کذا خب، لله علی الناس حج البیت من استطاع کسی که استطاعت داشته باشد یعنی کسی که قدرت داشته باشد، شارع در این جا چه چیزی را آمده اضافۀ بر مساله عقلی بیان کرده؟ کسی که قدرت داشته باشد ان استطعت اذهب الی بیت زید یعنی حتما زاد و راحله باید داشته باشی؟ یک ماشین اتوبوس دربست هم بگیری سوار اتوبوس دربست بشوی با چهل‌تا صندلی خالی؟ این می‌شود استطاعت؟ تو هم بنشینی وسطش هم تا جلو هم تا عقب تمام این اتوبوس مال تو، این می‌شود استطاعت؟ نه آقا استطاعت یعنی صد تومان یا دویست تومان به تاکسی بده سوار شو برو این مطلب را به زید بگو، معنایش این است، غیر از این آن عرف چه می‌فهمد؟ یعنی مساله ما این است که آخر عرف از این استطعت چه چیزی را می‌فهمد که ما خودمان را به این دردسر انداخته‌ایم؟ و این قدر مطلب را مشکل کردیم؟ ان‌ استطعت یعنی اگر قدرت داشتی برو همین استطاعت عقلیه چیزی بیشتر از این نمی‌فهمند.