جلسه ۷۰
3نسبت به واجب مشروط ما دیگر میتوانیم خیلی مثال زنیم صلاه آیات فرض کنید خیلی از مسائل حقوقی، صلاه مسافر صلاه تمام قصر و... همه جزو اموری است که داخل میشود در تحت واجب مشروط.
پس تعریف ما از واجب مطلقی که در السنه فقها و قوم تا به حال میخواندیم که: واجب مطلق واجبی است که در هر حال ودر هر شرایط حکم شارع نسبت به تنفیذ او واجب است، ولی واجب مشروط، مشروط به قید است، این تعریف اصلا به طور کلی منتفی خواهد شد.
وتعریف دیگری برای واجب مطلق و مشروط جایگزین میکنیم که:
واجب مطلق واجبی است که مکلف حق اختیار را نسبت به نفی او ندارد چه آن قید ضروریالوجود یا محتملالموجود باشد، تفاوتی از این نقطهنظر ندارد.
و واجب مشروط واجبی است که حق نفی آن تکلیف را نسبت به خود با منع از تحقق موضوع و یا خروج از تحت آن موضوع برای خودش در غیر ظرف زمان تکلیف داشته باشد این میشود واجب مشروط.
روی این جهت مقدمات و قیودی که آن قیود مشخص است از لسان دلیل که شارع ایجاد آن مقدمات را در اختیار انسان قرار داده یا نداده خب فبها مسالهاش مشخص است یعنی آن واجب بالنسبه به این مقدمات تکلیفش مشخص است که آیا نظر شارع نسبت به این مقدمات مطلق است یا مشروط؟ و مقدماتی را که انسان شک دارد اصل اطلاق در وجوب و در تکلیف و الزام موجب اطلاقیت را میکند و نسبت به مقدمات میشود واجب مطلق این به طور کلی بحث راجع به مقدمات شرعیه بود و اما مقدمات عقلیه مثل قدرت، اقدام بر تهیه اسباب و امثال ذلک که این ها مقدمات عقلیه است آن جا دیگر طبعا حکم از اقتضای مساله روشن است که دیگر اصلا هیچ دخلی به مساله واجب ندارد.
فرض کنید ان استطعت فافعل کذا معنایش چیست؟ این ارتباطی ندارد که این استطاعت در این جا دخالتی در اصل وجوب داشته باشد این از مقدمات عقلیه است میگوید اگر فلان ماده را پیدا کردی زید را اکرامش بکن اگر شما فلان مواد را در سوق پیدا کردی زید را اکرام کن خب در این جا اگر مقدمات را پیدا کردید دیگر مقدمات شرعیه نمیشود، این ها جزو مقدمات عقلیه است.

