جلسه ۷۰
7امام علیهالسلام میفرماید زاد و راحله که پیدا کردی، ما هم به روایت هیچ دست نمیزنیم اصلا، زاد و راحله موجب حج است ایجاب حج را میکند این دلیل بر این است که شما میتوانید[از خود] سلب[استطاعت کنید] چه طور این که فقها فرمودند میتوانید قبل از اشهر حج سلب استطاعت بکنید!! کجای حرف امام علیه السلام این خوابیده؟ این حرف خندهدار نیست؟ این درست مثل این میماند که وقتی شارع بگوید که آقا زید را باید با این غذا اکرام بکنی بعد شما هم مثلا یک ساعت میروی در بازار میبینی همه چیز هست آن چیزهایی که مولا گفته، مثلا این عربها بامیه خیلی دوست دارند، عراقیها، میرود میبیند یک مغازه بامیه دارد میگوید ای داد ای بیداد این گفته بامیه و من هم اگر بخواهم بروم بگیرم حوصله پذیرایی ندارم، میرود به این مغازه میگوید: تو را به خدا بگو همه این بامیه چند است؟ میگوید بیست هزار تومان، بیا این بیست هزار تومان را بگیر همه را له کن و از بین ببر!! خب نیست ، هنوز موقع اکرام نیامده اکرام آن هم گفته بامیه فقط این یکی داشت و دیگر در بازار نیست و بعد میرود قشنگ مینشیند، چرا اکرام نکردی؟ بامیه نبود، چه طور نبود؟ من خودم در بازار دیدم یک ساعت مانده قبل از اکرام هنوز وقت اکرام نشده یک ساعت قبل از اکرام بیست هزار تومان دادم همه بامیههایش را خریدم و گفتم همه را بزن له کن تا دیگر قبل از وقت اکرام این وجود نداشته باشد این هم با دست تَق!! میخواباند در گوش این که از گوشش خون بزند بیرون و فرض کنید بیفتد روی زمین، میگوید من را مسخره کردی؟! من خیال کردم تو آدمی! خیال کردم آدمی! من را مسخره کردی؟! درست، آن وقت با او چه کار میکند؟ به جای اکرام او را در زندان هم میاندازد! که چرا آمدی مخالفت کردی؟ ان استطعتم را که لله علی الناس حج البیت من استطاع اصلا استطاعت هم میگوییم قید شرعی است اصلا قید عقلی نیست وقتی استطاعت قید شرعی شد آیا معنایش این است که میتوانی تحصیل کنی میتوانی نکنی؟ کجای این خوابیده چه دلیلی دارد؟ خواستی تحصیل کن نخواستی نکن. صبر کن سالیان سال دهها سال بگذرد بر حسب اتفاق زادی پیدا بشود ، آسمان سوراخ بشود و یک زادی هم بیاید پایین و راحلهای هم بیاید در کنارش و شما را هم سوار کنند قشنگ بگذارند و به حج بروی.

