جلسه ۷۰
2اما اگر مکلف، تکلیف شده به تکلیفی از ناحیه مولا چه نسبت به امور حتمیه مثل فرض بکنید زلزال، زلزال یک امر حتمی است بر اساس یک سری علل و عوامل قطعا در این شهر در یک ماه دیگر در ساعت فلان قطعا زلزال انجام خواهد شد یا مثل کسوف، کسوف یک امر حتمیه است از مسائل قطعیه است طبق محاسبات دقیقا فرض کنید در سیزده روز دیگر در این منطقه خاص کسوف حاصل خواهد شد و ناقص هم هست این مساله وقتی در این جا انجام میشود در این صورت این نسبت به امر حتمی است، دیگر حتمیتر از این که نداریم، از زلزال که دیگر حتمیتر نداریم، نسبت به تحقق امر حتمی که در اختیار مکلف نیست اگر شارع حکم به وجوب صلاه آیات بکند در این جا میبینیم که شارع اختیار عدم تحقق موضوع را به دست مکلف داده، مکلف میتواند اگر زورش میرسید میتوانست جلوی کسوف را بگیرد، بگیرد اگر توانستی بگیر حالا زورت به آن جا نمیرسد خودت را از این منطقه میتوانی خارج کنی اگر زورت میرسد فرض کنید جلوی این زلزال را بگیری با یک انفجار اتمی وقتی قرار است حالا انفجار زلزله ایجاد میکند حالا فرض بکنید جلوی حرکت این گسلها را بگیرد و نگذارد که در فلان منطقه این زلزال انجام بشود، بسیار خوب شارع که جلوی ما را نگرفته یا این ، یا این که انسان خودش را از تحت این شرایط خارج بکند تفاوتی از این نظر ندارد میرود در یک جا که زلزله نیست، فرض کنید میرود صدفرسخ آن طرف دیگر تهران زلزله است میرود مشهد و در مشهد زلزله نیست در تهران است و در تهران آمده و مسکن و اقامتش هم در تهران است. چون در موضوعی که وجودِ مکلف در منطقۀ زلزال، محققِ آن موضوع است نبوده، پس بنابراین در این جا حکم شارع متوجه او نخواهد شد این میشود واجب مشروط.

