جلسه ۷۰
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
از مسائلی که گذشت این نتیجه برای ما حاصل شد که واجب مطلق تعریفش این است: واجبی که مکلف حق سلب الزام را از خود به واسطه عدم تحقق موضوع ندارد.
چه این که مولا آن تکلیف را بدون قید به مکلف القاء کرده باشد، مثل این که بگوییم: اکرم زیداً، قیدی ندارد اکرم زیداً هذا اللیله، اکرم زیداً لیلةالخمیس، اکرم زیداً بالغذاء تفاوتی از این نقطهنظر ندارد.
یا این که مولا او را مکلف کرده به قیدی، یعنی تکلیف معلق و مقید به یک قید است: اکرم زیدا لیلةالخمیس این هم در این جا مکلف به اکرام زید است و حق رفع آن تکلیف را ندارد این هم یک قسم.
یا این که او را مکلف کرده و در این زمینه مثل صلاةظهر است صل صلاةالظهر عندالزوال این همان مثل اکرم زیدا لیلةالخمیس است و تفاوتی از این نقطهنظر ندارد (اگر تفاوتی دارد به من بگویید).
یا این که مکلف کرده به امری که امر عادی و متعارف نیست مثل ان جاء زید فاکرمه لیلةالخمیس خب در این جا مجیء وعدم مجیء زید در اختیار عمرو نیست، باز در این جا مکلف حق رفع موضوع را که عدم آمدن زید است ندارد. فرض کنید کاری بکند که زید قم نیاید به یکی از دوستانش بگوید زید را در تهران نگه دارد که این پنجشنبه در قم نباشد حق انجام این عمل و فعل را ندارد.
یا این که به طور کلی زید بیاید ولی او خودش را از تحت این موضوع بیرون بیاورد فرض کنید روز چهارشنبه از قم خارج بشود این حق را هم ندارد، به مجرد اکرم زیدا حکم تکلیفی برای اکرام زید متوجه او خواهد شد، باید بنشیند و صبر کند که زید میآید یا نمیآید، این دیگر در این جا نمیتواند این حکم را از خودش دفع کند یا به واسطه منع از ورود زید یا منع از تحقق موضوع با خروج خودش نمیتواند موضوع برای این وجوب را از خودش سلب کند ، این هم در این صورت باز واجب مطلق است.

