اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶۹

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - ما حصل بحث و جمع بندی نظریه مختار استاد (3) - 11-05-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۹

6
  • صحبت در این است که شارع که فرموده است لله علی الناس حج‌البیت من استطاع از این استطاعت چه مساله‌ای را قصد کرده که برای ما تبدیل به غول بی‌شاخ و دم شده؟ هیچی، زاد و راحله بسیار خوب اصلا می‌گوییم زاد و راحله قدرت است نه مشیا که آن حکم مشی را هم گفتیم اصلا می‌گوییم زاد و راحله خب تحصیل زاد و راحله واجب است مگر واجب نیست می‌شود مقدمات عقلیه قدرت یعنی زاد و راحله شارع می‌گوید اگر زاد و راحله داشتی باید مکه بروی یعنی باید بنشینی اگر زاد و راحله آمد؟ کجا این حرف خوابیده مگر حکم به وجوب حج حکم اطلاقی نیست؟ خود حج صرف نظر از زاد و راحله اگر وسائل اکرام فراهم کردی شب پنج‌شنبه دعوت بکن یعنی بنشین در خانه‌ات تا خودش از در بیاید خب زنبیل را بگیر دستت و برو بازار و گوشت و هویج و پیاز و سیب‌زمینی را بخر بیاور و آبگوشت بگذار، اگر موادی که موردنظر ضیف بود آن غذای خاص موردنظر ضیف بود اگر پیدا کردی در بازار برای شب‌ پنج‌شنبه حتما باید دعوتش بکنی مثلا خورشت قرمه‌سبزی دوست دارد می‌روی در بازار می‌بینی سبزی قرمه و فلان و گوشت هست خب بخر بیاور، دیگر اگر بود می‌توانی اگر نبود نمی‌توانی در کار مولا نیست در محاورات عرفی ما این حرف ها نیست تمام این ها برای چیست؟ به خاطر این است که بیاید و توضیح مراد خود را به صورت روشن بگوید خب مولا بگوید غذایی که زید دوست ندارد برو به او اکرامش کن هیچ وقت این حرف را نمی‌زند می‌گوید غذای که دوست دارد خورشت قرمه‌سبزی است تو هم اگر قرمه‌سبزی پیدا کردی اکرامش بکن یعنی اگر بر فرض محال آمدی هر چه گشتی خورشت قرمه سبزی نبود این جا این مساله روشن می‌شود اگر این سبزی فروشی آن سبزی فروشی رفتی سبزی نبود این جا دیگر اکرام هم برداشته می‌شود چرا؟ چون زید قرمه سبزی دوست دارد خورشت قیمه و آبگوشت دوست ندارد ولی آیا این به این معنا است که در خانه بنشین و در بازار نرو بگو که خب قرمه سبزی نگیرم بله قرمه سبزی در این اتاق فیضیه که ما داریم بحث می‌کنیم صد میلیون سال هم بگذرد از این فرش قرمه سبزی درنمی‌آید باید رفت در بازار، کار قرمه سبزی مربوط به بازار است و گوشتش هم مربوط به قصابی است و بقیه حبوبات هم در بقالی ولی این مولا که می‌گوید اگر این غذا را پیدا کردی زید را دعوت بکن آیا منظور مولا این است که برای تهیه او اقدام نکن؟ این را می‌رساند هیچ کلاه‌نمدیِ دهاتی هم یک چنین حرفی را نمی‌زند، کلاه نمدی که فقط بیل و چغندر می‌فهمد چی است او هم یک چنین حرفی را نمی‌زند که مولا به او یک حکمی بکند که اگر مواد فلان غذا را پیدا کردی دعوت بکن خب من که پیدا نکردم در خانه می‌نشینم هر وقت آمدند درِ خانه ما را زدند و بعد هم یک ملائکه‌ای آمدند در را باز کردند و بعد هم آن یارو آن وسائل اکرام را آورد در آشپزخانه گذاشت و بنده هم آنها را دیدم پاک کرده و دسته‌کرده این ها همه بود آن موقع حکم به وجوب اکرام می‌آید.