جلسه ۶۹
5بله سبب برای آن اکرام و مقدماتش یکی دیدن زید است چه طور شما وقتی که حکم به اکرام میکند به عنوان مقدمات عقلیه به دنبال تهیه مواد و شرایط و فلان بروی این دیدن زید هم به نحو یکی از مقدمات عقلی تا زید را نبیند که علم غیب ندارد و کف دستش را نخوانده است که بلند شود بیاید باید بروی او را ببینی، پس حکم به وجوب اکرام، حکمش اطلاقی است این حکم اطلاقی شرایط و مقدماتش رؤیت زید است در للّه علی الناس حج البیت من استطاع این استطاعت یک امر اختیاری است در اختیار زید است وقتی در اختیار زید باشد به واسطه همین اصل در این جا این در تحت دایره طلب قرار میگیرد که مولا نسبت به استطاعت او را به نحو شرطی یعنی مختار قرار بدهد مکلف را نسبت به تحقیق آن و نسبت به عدم تحقیق آن مکلف را نسبت به این شرط مختار قرار نداده است این مقتضای چیست؟ اصل لفظی در باب اوامر که اقتضای اطلاق را میکند نسبت به او با توجه به این قضیه مساله من استطاع میرود داخل در قیود عقلیه میشود خب این بحث تمام شد.
حالا اصلا ما بحث غیر از این را میکنیم این که از نقطهنظر اصل لفظی و کیفیت اختیار مکلف نسبت به آن این مساله تمام شد.
صحبت دیگر این است که اصلا شکی دراستطاعت وجود ندارد که در تحت دایره طلب است در خارج از دایره طلب است اصلا این حرفها نیست استطاعت یک مساله مفروضالوجود است مشخص است همان طوری که عرض کردیم اگر شارع بگوید اگر قدرت داشتی شب پنجشنبه زید را دعوت بکن خب این در تحت دایره فوقش است وسطش است این حرفها نداریم اگر قدرت داشتی یعنی اگر توانستی حالا این توانستن معنایش این است که این یک امر غیرعادی است که یک غول بیشاخ و دمی است که من باید قدرت داشته باشم جوری باشم نه بابا نفس که میکشی یعنی قدرت داری همین نفس کشیدنت یعنی میتوانی، همین نفس کشیدنت یعنی تا این جا که آمدی تا مدرسه فیضیه آمدی معنایش این است که با همین نفس کشیدن میتوانی بروی تا شب پنج شنبه مقدمات اکرام را قرار بدهی و اکرام کنی همین کار را شما میتوانی انجام بدهی اگر قدرت داشتی فرض کن برو تهران این یعنی چی؟ یعنی قدرت داشته باشم یک جور خاصی باشم نه آقا بلندشوم بروم.

