اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶۹

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - ما حصل بحث و جمع بندی نظریه مختار استاد (3) - 11-05-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۹

4
  • پس وقتی ما نسبت به قید، آن اصل اثبات تحقق قید و عدم تحقق قید نداشتیم به اصطلاح اصل تحقق موضوع و عدم تحقق موضوع که نداشتیم که آن رؤیت است در این جا نوبت به اصل اولی در ابواب اوامر و نواهی می‌رسد که اصل در اطلاق اوامر نسبت به مکلف، الزام نسبت به اتیان مکلف است این الزام نسبت به اتیان مکلف اقتضا می‌کند که مکلف این مأموربه را در موقع خاص خود اتیان کند و برای اتیان این مأموربه در این جا حکم عقل به تهیه مقدمات این امرمولا تعلق می‌گیرد، تهیه مقدمات عقلیه عبارت از چیست؟ از رؤیت زید پس در این جا مساله رؤیت زید از آن جنبه قید شرعی بودن، متبدل می‌شود به عقلی بودن و آن اصل در اوامر، قید رؤیت امر را به حکم عقل و به قید عقلی متبدل می‌کند و در قیود عقلیه که حکم مولا دیگر در آن جا راه ندارد.

  • پس بنابراین این که ما در این جا شک در قیدیت داشته باشیم که آیا مکلف اختیار دارد که این قید را انجام بدهد یا ندهد بر اساس اصل اطلاق در نفس امر از آن جا استفاده قیدیت عقلیه را نسبت به این قید می‌کنیم و نسبت به او باید اقدام بکنیم.

  • تمام این مطالب که در این جا ذکر شد نسبت به این قضیه در بحث ما در مساله استطاعت که فلله علی الناس حج‌البیت من استطاع الیه سبیلا در استطاعت آیا این امر به وجوب حج که مترتب بر استطاعت است اقتضای این را می‌کند که استطاعت قیدی است که شا رع هم آورده این استطاعت را شارع آورده و در آیه قرآن هم هست در روایات هم از این استطاعت تعبیر به زاد راحله و امثال ذلک شده است این قیدی که از ناحیه شرع آمده است آیا قیدی هست که در تحت دایره طلب باشد و مولا آن را مفرو‌ق ‌الوجود فرض می‌کند نه محتمل‌الوجود که در فوق دایره طلب باشد که اگر استطاعت بود، بود نبود، نبود تهیه‌اش هم بر عهده مانیست خود ‌به ‌خود آمد آمد نیامد نیامد مثل فرض کنید آن شرطیت موضوع زلزال برای صلاه آیات یا شرطیت برای تحقق سفر نسبت به وجوب قصر که این بر عهده مکلف است و اختیار قصر و اتمام بر عهده مکلف گذاشته شده آیا مساله استطاعت هم از این قبیل است یا نه؟ با توجه به این قضیه همین مطلب در این جا می‌آید آیا استطاعت در این جا قیدی است که شارع اختیار عدم تحقق آن را به انتخاب انسان گذاشته باشد؟ من بخواهم استطاعت را ایجاد کنم من استطاعت دارم یک ساعت قبل از هلال شوال که موسم حج است خودم را از استطاعت ساقط می‌کنم اموالی که دارم به زوجه خود هبه می‌کنم هبه قلابیّه این را می‌گویند هبه قلابیّه، قلاب دارد یا به بچه دو ساله خودم به بچه‌شیرخوار خودم فرض کنید می‌آیم این پولها را هبه می‌کنم مال این است دیگر مال من نیست این را می‌گویند هبه قلابیه و بعد هم که صبر می‌کنم همین که روز دهم ذی‌حجه شد هبه خودم را پس می‌گیرم پس نمی‌دهی یک اردنگی بهت می‌زنم از خانه می‌اندازمت بیرون، از پشت‌بام می‌اندازمت پایین، خیال کردی، پولها را بده بیاید، در موقع دهم ذی‌حجه هم که دیگر استطاعت در آن صورت منتفی شده است حالا آیا این شارع که امر به وجوب حج کرده، اختیار رفع استطاعت و ایجاد استطاعت را یعنی رفعش را آیا بر عهده ما گذاشته یا نه؟ حکم به وجوب حج اقتضای چه می‌کند؟ اقتضای اطلاق می‌کند شک داریم، شک داریم که وقتی امام علیه السلام می‌فرماید زاد و راحله، آیا زاد و راحله نازل من السماء است یا زاد و راحله‌ای که خودمان برویم تحصیلش کنیم کدام است؟ اگر زاد و راحله‌ای است که به عنوان شرط تام است که با عدمش اصلا ملاک برای وجوب حج منعقد نمی‌شود وقتی که این طور شد اصلا می‌توانیم زاد و راحله به دست نیاوریم، تعمدا به دست نیاوریم. وقتی هم به دست نیاوردیم دیگر حجی در این صورت واجب نیست، کدام یک از این دو مورد نظر شارع است در القا وجوب حج؟ که مساله حج ولله علی الناس حج‌البیت من استطاع بر کسی که مستطیع است این استطاعتی که در این جا به عنوان قید شرعی برای وجوب مورد لحاظ قرار گرفته، کدام یک از این دو قسم است؟ مکلف می‌تواند او را ایجاد نکند یا مکلف باید ایجاد کند؟ آیا این در تحت دایره طلب است یا در تحت دایره طلب نیست وقتی که انسان شک کند چیزی است که در اختیار انسان است استطاعت چون که در اختیار انسان است چیزی نیست که مثل آمدن زید باشد که بیاید و یا نیاید یک مساله‌ای است که انسان می‌تواند پی‌گیری کند و به او برسد، حالا به او می‌رسد و نمی‌رسد یک مطلب دیگر است ولی مطلبی است و قیدی که خارج از اختیار انسان باشد آمدن زید خارج از اختیار انسان است زید نمی‌آید ولی اگر زید را دیدی او در تحت اختیار انسان است چون می‌تواند برود در منزلش تفحص کند این را ببیند آن را ببیند آقا شما عمرو را ندیدی آقا در دست شما نمی‌آید آقا در فلان جا شرکت نمی‌کند پیگیری می‌کند آدرس خانه‌اش را پیدا می‌کند و می‌رود می‌گوید شما در شب جمعه دعوت هستید ولی آمدن زید که در اختیار بنده نیست اگر زید شب جمعه آمد یعنی بنده باید تلفن کنم بگویم بیاید او هم می‌گوید نمی‌آیم شما می‌گویید مولا که نگفته برو دستگیرش کن و برای شب جمعه بیاورش گفته اگر آمد، پس آمدن زید با دیدن زید دوتاست آمدن زید در اختیار انسان نیست ولی انسان نمی‌تواند از خودش سلب اختیار کند ولی دیدن زید نه، یک مساله‌ای است که دراختیار انسان است و می‌تواند او را انجام بدهد وقتی می‌تواند انجام بدهد آن حکم امر اطلاق به وجوب اکرام اقتضا می‌کند، امر وجوب اکرام را به نحو اطلاق.