جلسه ۶۹
2خیلی موارد اتفاق میافتد، زمان مرحوم آقا هم از این مطالب میدیدیم که مرحوم آقا میگفتند ما به یک شخصی مطلبی را میگوییم او این استفاده را میکرد که این که الان حکم مشروط به این شده است (مثل این که این ها بحث های اصول ما را خوانده بودند) میتواند کاری انجام بدهد که خود را در معرض قرار ندهد بعد هم به آقا بگوید من ندیدم و راست هم میگوید خب ندیده ولی ایشان هم یک نگاهی به او میکردند و خندهای هم میکردند یعنی خودتی این چیزها به کَتِ ما نمیرود خودتی و خودت را در این جا بدبخت کردی بله از این مسائل و مطالب آن زمانها هم بوده.
علیکلحال در یک چنین جایی اصل لفظی چیست؟ ما نمیدانیم مولا که گفته، آیا امر مولا ، اقتضای الزام بر تحقق موضوع را میکند؟ یا امر مولا نسبت به این مساله ساکت است میخواهد موضوع محقق بشود یا نشود، اگر چشمش افتاد باید برود دعوتش کند این میتواند تا چشمش میافتد چشمش را ببندد اصلا دستش را بگیرد روی چشمش بعد بلند شود برود، چه اشکال دارد؟ من ندیدم تا میبیند دوسه ثانیه دیگر این عمرو را میبیند دستش را بگذارد روی چشمش و سرش را بیاندازد پایین و عمرو میآید از جلویش رد میشود خب این ندیده دیگر خب آدم میتواند از این بازیها دربیاورد، خیلی خب حالا این مولا وقتی که یک چنین امری را میکند، آیا این قید در دایره طلب قرار دارد یا در فوق دایره طلب؟ اصل اساسی در این جا چه اقتضا میکند؟ شما بفرمایید در این جا ما چه اصلی داریم؟
تلمیذ: اصل اطلاق است؟
استاد: خب قید آورده اصل قید مگر قید احترازی نیست؟ قید احترازی است یا غیراحترازی است؟ قید توضیحی است اگر فرض کنید در تحت دایره طلب باشد این میشود قید توضیحی اگر در خارج باشد اصل در قید میشود قید احترازی.

