جلسه ۶۹
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
در بحث واجب مطلق و مشروط صحبت در این شد که چنان چه مکلف در موضعی شک کند بین این که آیا مولا این قید را در تحت دائره طلب قرار داده است یا در فوق دائره طلب، اگر قید در فوق دایره طلب باشد خب طبعا این واجب مشروط میشود یعنی بر فرض این که در فوق دایره طلب هم باشد آن وقت آن بحث قید دوم در این جا میآید که آیا مولا مکلف را برای انجام مأموربه مختار قرار داده یا این که مختار قرار نداده، گفته که ان جائک زید فاکرمه و آمدن زید فوق دائره طلب است احتمال دارد بیاید و احتمال دارد نیاید این که احتمال دارد بیاید و احتمال دارد نیاید، پس مولا این را مفروق الوجود نگرفته که چون احتمال عدم درآن میرود، در عین این که این حکم به وجوب اکرام کرده ولی در تحقق موضوع مجیء زید را دخالت داده ولی این دخالتش دخالتی نیست که مکلف بتواند از مواجه شدن با آن موضوع شانه خالی بکند به این کیفیت نیست. خب در این صورت چه میشود؟ در این صورت گرچه این وجوب مشروط به مجیء زید است ولکن مکلف نمیتواند در موقعیت عدم تحقق موضوع خود را قرار بدهد و موضوع را به واسطه اختیار خود از خودش سلب کند از شهر بیرون برود و طبعا موضوع اکرام منتفی بشود، مکلف این کار را نمیتواند بکند.
حالا اگر در قیدی شما شک کردید که مولا آن قید را در تحت دایره طلب قرار داده یا خارج از دایره طلب، اصل عملی در این جا چه اقتضا میکند؟ در این جا ما چه میتوانیم بگوییم؟ آیا باید بگوییم این قیدی است که مولا آن قید را خارج از دایره طلب قرار داده پس بنابراین تا این قید تحقق پیدا نکند آن شخص هم تحقق پیدا نمیکند؟ مثلا مولا به زید میگوید اگر عمر را دیدی او را برای شب جمعه اکرامش کن دعوت کند به فلان مجلس این که اگر او را دیدی خب محتمل است که او را در قم ببیند و محتمل است نبیند، از نقطهنظر وجود این امر مفروضالوجود نیست یعنی مولا نسبت به این قید مفروضالوجودی مثل زوال شمس یا قدرت در آن جا نیاورده یا مثل بقاء زید و حیات زید در آن جا این قید را اخذ نکرده یا مثل فرض کنید تهیه اسباب و مقدمات در این جا مولا این ها را مفروضالوجود ندیده بلکه دیدن و ندیدن زید سیّان است، ممکن است زید را ببیند ممکن است نبیند حالا در یک چنین موقعیتی که مکلف شک کند آیا منظور از این که اگر زید را دیدی برای شب جمعه او را دعوت بکن، الزام بر دیدن است که برو یعنی ببین یا این که نه در اصل رؤیت مولا او را مختار قرار داده است میتوانی او را نبینی یک جوری برنامه را تنظیم کنی که حتی اگر در یک مجلسی هم هستی میتوانی در آن مجلس یک جوری بنشینی که عمرو را نبینی یا این که در آن مجلس اصلا وارد نشوی میدانی عمرو در مجلس است اگر بروی او را میبینی، میگویی مولا که نگفته بلند شو برو ببین مولا گفته که اگر او را دیدی، خب من میگویم او را ندیدم.

