جلسه ۶۸
7علی کل حال انسان نمیتواند این کار را انجام بدهد چون تکلیف فوت میشود آدم یک قرصی بخورد بگوید من در تمام مدت یعنی از ده دقیقه به زوال به خواب میروم در خواب هم که دیگر حکمی نیست اشکال ندارد تا موقع غروب آفتاب و موقع غروب آفتاب هم قرص بعدی را میخورد تا موقع اذان صبح همین طور اذان صبح دیگر خیلی راحت و خیلی دیگر خوش میشود آن موقع، نه در این جا این به اصطلاح خلاف است آن امری که به واسطه حکم شارع و ادله انسان میتواند نسبت به او سلب تکلیف کند به واسطه عدم تحقق او به نحوی که مولا در تحقق آن موضوع تکلیف را مترتب کند در عدم تحقق آن موضوع تکلیف را مترتب نکند اختیار تحقق و عدم تحقق آن موضوع را در اختیار انسان قرار داده فرض کنید یا اختیار انسان را قرار داده یا رفعش را قرار داده.
در اختیار موضوع این است که مولا میگوید اگر از منزل بیرون آمدی این پیغام را هم به فلانی برسان خب شخص میگوید آمدن بیرون و نیامدن بیرون در اختیار من است من بیرون نمیآیم یا این که فرض کنید اگر زید را دیدی و نفست تمایل داشت او را اکرامش بکن این میبیند و این هم به اختیار من گذاشته و من هم میتوانم انجام بدهم یا ندهم در این موارد این قیدی که آورده است به عنوان شرط برای اصل وجوب است در این جا وجوب محقق میشود.
قسم دوم این که موضوع خودش محقق خواهد شد ولکن مولا اختیار عدم مواجهه با آن موضوع را در اختیار مکلف قرار داده آن جا هم واجب مشروط خواهد شد مثل این که سفر و اقامت، سفر و اقامت دو امر خارجی است آن متحقق میشود بر اقامه عشرهایام و عدم اقامه عشرهایام در سفر ولکن مولا اختیار مواجهه موضوع سفر را و عدم مواجهه با او را دراختیار انسان قرار داده، انسان نیت عشره ایام بکند باید نماز را تمام بخواند نیت اقل از عشرهایام بکند یا اصلاً نیت نکند نماز را باید قصر بخواند در مورد صلاة هم خیلی زیاد ما از این قبیل موارد داریم در مورد زلزال اگر مواجهه با زلزال باشد در بلد یجب علیک الصلاة الایات اگر مواجهه با زلزال نشود لا تجب علیه صلاة الایات این هم از مواردی است که مولا اختیار مواجهه با موضوع و تحقق موضوع در نفس مکلف را به اختیار خود مکلف قرار داده. با توجه به این قضیه آن قیدی که چنین خصوصیتی دارد به عنوان شرط وجوب تلقی میشود.

