اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶۸

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - ما حصل بحث و جمع بندی نظریه مختار استاد (2) - 10-05-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۸

5
  • پس قیدی را که مولا معمولا برای تحقق وجوب ملاحظه نمی‌کند اگر آن قید را به عنوان شرط بیاورد، آن قید، واجب را از مطلق به مشروط برنمی‌گرداند این اول، قید دوم که این قید دوم بسیار قید مهمی است و از اولی مهم‌تر است این است که قیدی باشد که مولا آن قید را واقعا محتمل بداند این قید به عنوان قید اول نیست که مفروض‌الوجود است ممکن است بسیاری از قیود مفروض‌الوجود نباشند مثلا اگر زید آمد به قم اکرامش بکن خب این مفروض‌الوجود نیست شاید نیاید، غیر از زوال شمس است در زوال شمس مفروض‌الوجود است در قدرت مفروض‌الوجود است ان استطعت و... این ها همه مفروض‌الوجود است اما اگر قیدی باشد که مولا آن قید را واقعا محتمل بداند مثل ان جائک زید فاکرمه خب حالا آمدیم و زید نیامد خب نیامد اکرام هم واجب نیست دیگر مولا نگفته ان جائک زید دلیل بر این است که شما برو زید را از تهران بِکِش بیاور در قم، نه، بنشین سر جایت اگر زید آمد اکرامش بکن اگر هم زید نیامد چیزی بر عهده شما نیست.

  • قیودی که آن قیود مفروض الوجود نیست در نفس مولا بلکه خود آن قید قیدی است که ممکن است حاصل بشود و ممکن است حاصل نشود و نفس آن قید دخالت تام دارد در اصول آن، اکرام که همان آمدن است اگر نیامدن باشد دیگر دخالت ندارد دخالت تام دارد در آن انشاء آن قیودی را که به این کیفیت هست ولکن مکلف مختار در انجام و عدم انجام آن قید نیست، مکلف اختیار ندارد که آیا آن قید را صورت خارجی بپوشاند یا نپوشاند، آن قید هم بر فرض وجود واجب را از مطلق به واجب مشروط برنمی‌گرداند.

  • این جا اصطلاح ما در واجب مطلق و مشروط عوض شد در اولی باز مرحوم نائینی و امثال مرحوم نائینی نسبت به امور غیراختیاری مثل زمان و این ها قائل به واجب مشروط بودند منتهی قائل به واجب مشروطی که درآن گیر کرده بودند و می‌گفتند در صورتی که واجب مشروط است در عین این که هنوز حکم مولا نیامده ولی در عین حال انسان باید به مقدمات عقلیه عمل کند. لذا در آن جا می‌فرمودند حفظ ماء برای کسی که یعلم انه لا یتمکن من الماء بعدالزوال حفظ ماء لازم است که ما آن جا موارد نقضی بیان کردیم به این که چه طور در این جا می‌گویید این طور در جای دیگر می‌گویید آن طور؟ برای کسی که هنوز خورشید به زوال نرسیده می‌گویید حفظ ماء واجب است ولی برای کسی که یعلم انه یصیر مستطیعا می‌گویید تحصیل مقدمات واجب نیست؟ این کوسه وریش پهن از کجا درآمده؟ اگر قرار بر این است که علم به زوال شمس در حفظ ماء دخالت دارد علم به استطاعت هم در مقدمات برای حج دخالت دارد چه فرق می‌کند یا فرض کنید اگر شما می‌گویید که در مورد زوال شمس چون مفروق ‌الوجود است لذا در این موقع عقل حکم به تهیه مقدمات عقلیه می‌کند در آن جا هم ما می‌گوییم همین طور است ما علم داریم بر این که استطاعت پیدا می‌کنیم بعد از سته اشهر چرا در این جا نباید اقدام به مقدمات عقلیه بکنیم؟ از سفر و مرکب و زاد و فلان و این چیزها چرا نباید بکنیم؟ چرا نباید طی مسافت بکنیم؟ این تناقضاتی که در این جا پیدا می‌شود یا در آن جایی که می‌گویند حفظ ماء واجب است ولی وضو گرفتن واجب نیست این دیگر آدم شاخ در می‌آورد این دیگر از آن هایی است که باید شاخ دربیاوریم که حفظ ماء به خاطر عدم تمکن از ماء واجب باشد ولی وضو گرفتن واجب نیست چون وضو قید شرعی است!! خب عزیز من حفظ ماء به خاطر وضو واجب است اگر وضو واجب نباشد که خب حفظ ماء هم واجب نیست شما حفظ ماء را واجب می‌دانی ولی وضو را واجب نمی‌دانی لمن یعلم انه لا یتمکن...؟ مثلا فرض کنید کسی می‌داند در یک موقعیتی قرار می‌گیرد که آب نیست و وقت نماز هم می‌گذرد خب از الان باید وضو بگیرد این که شاخ و دم ندارد لذا از این تناقضات خیلی قضیه پیچیده است وتمام این ها به این مطلب است که این نکته ارتکازی در ذهن که سیخونک می‌زند به آدم که این خب نمی‌شود ما بگوییم الان نماز ظهر که واجب است برویم عقب به اختیار خودمان را کاری بکنیم که نماز نخوانیم مثلا قبل از نماز یک قرص بخوریم این قرص ما را بخواباند تا وقت غروب خب حرام است این کار را انجام بدهیم چرا؟ چون وجوب صلاة تکلیف از انسان فوت می‌شود بله یک وقتی انسان سرش درد می‌کند یک دیازپام می‌خورد و بر حسب اتفاق می‌خوابد، یا مثل خواب اصحاب کهفی که بنده کردم قضیه را برای شما گفتم؟