جلسه ۶۸
10لذا گفته اند در هر دو قضیه هم در قید اول هم در قید ثانی انسان با مراجعه (حالا بحث استطاعت را فردا میکنیم که اصلا استطاعت موضوعا خارج است) ولی نسبت به سایر قیود، انسان وقتی که لسان شرع را ملاحظه بکند متوجه میشود نظر شارع نسبت به این شرط چه نظری است آیا نظری است که اختیار عدم تحقق موضوع را به مکلف واگذار کرده یا این اختیار به مکلف واگذار نشده. لذا در مورد فرض کنید ان جائک زید در لیلهالخمیس گرچه خود این، واجب مشروط است به حسب ظاهر ولکن مکلف اختیار به رفع این را ندارد نمیتواند بلندشود برود یعنی همین که مولا گفت ان جائک زید لیلهالخمیس دیگر نمیتواند از این جا خارج بشود، باید صبر کند ببیند مساله چیست؟ میآید یا نمیآید؟ مولا خود اکرام را مترتب بر مجیء کرده ولی اختیار تحقق و عدم مواجهه با موضوع شدن را در اختیار مکلف قرار نداده. لذا این جا واجب دوباره واجب مطلق است .
آن وقت روی این حساب دیگر مساله حکم واجب و مطلق فرق میکند، واجب مطلق واجبی است که در هر شرایط باشد دیگر این تعریف را ما نمیتوانیم برایش بیاوریم یعنی هم کل واجب مطلق ما عوض شد هم تعریفی که باید بر این اساس بیاوریم عوض میشود دیگر واجب مطلق را باید یک تعریف دیگر قرار بدهیم که البته گفتیم بیانش باشد برای فردا.
اللَهم صل علی محمد و آل محمد

