جلسه ۶۷
8پس بنابراین وقتی که مولا بگوید لله علی الناس حج البیت هنوز بحث مَنِ استطاع نبوده مولا که میگوید لله علی الناس حجالبیت دو نفر را شامل میشود و بینهما متوسطات نفر اول لمن کان مجاور للمواقیت و نفر دوم لمن کان نائینا عن المواقیت فی اقصی بقاءالارض هردوی این ها را به یک میزان شامل میشود همین که شما بالغ شدید لله علی الناس حجالبیت تمام شد خب بینهما نزدیک داریم نزدیک داریم تا میرسد به آن نقطهای که در مقابلش هست؟ کسی که در آن جا هست آن هم لله علیالناس حجالبیت برای او شامل میشود به عینه مانند لله علی الناس برای کسی که جنب مسجد شجره یا جحفه اگر هم قائل بشویم بر این که محاذات با میقات صحیح است برای کسی که در جده با شد در خط محاذات با میقات باشد در آن جا هم اگر ساکن باشد هردو به یک منوال لله علی الناس حج البیت شامل این دو خواهد شد.
وقت همان طوری که گفتیم هیچ گونه دخالتی را در ملاکیت انبعاث طلب در نفس مولا ندارد الا فیحدالظرفیه ظرف برای واجب است پس بنابراین وجوب حج در شهر ذی الحجه بین کسی که در جنب میقات است و بین کسی که نائیا عنالمیقات خود نفس وجوب هیچ فرقی دیگر در این صورت نخواهد داشت.
دیگر من به طور کلی همه جوانب را گفتم همه مثالها را زدیم در این مدت تناقضات را گفتیم این را چکیده امروز میخواهم وارد مباحث دیگر و روایات بشوم گفتم بیایم این را به عنوان نتیجه آخر بگویم که دیگر تمام بشود.
پس مطلب اول برای ملاکیت واجب مطلق و مشروط یادمان نرود اول این است که قیود و شرایطی که احتمال عدم تحقق آن در نفس مولا منتفی است نه به انتفاء عقلیه به انتفاء عادیه والا عقل که همیشه باب احتمال را باز نگه میدارد در محاورات و در مقام تفهیم و تفهم و در مقام انشاء آن عدم احتمال وقوع شرط و مقدمه هیچ دخالتی در انبعاث وانشاء طلب ندارد نسبت به آن امور واجب ما واجب مطلق خواهد بود مثل زمان نسبت به حیات و قدرت زید قدرت دارد نسبت به مقدمات خارجی فرض کنید تهیه اسباب و لوازم و این ها هر قیدی که احتمال عدم او در نفس مولا وجود ندارد تا این که مولا آن امر را بر اساس آن احتمال ارزیابی کند و بعد به مکلف القاء بکند

