جلسه ۶۷
5این نکته از دیدگاه مرحوم نائینی مغفول عنه قرار گرفته آن نکتهای که مولا در نفسش در انبعاث طلب او را متحققالوجود فرض میکند مانند زمان که متحققالوجود است مانند حضور زید در شهر و در بلد قم که متحققالوجود است مانند حیات زید که این اصلا تا آن موقع زنده بماند متحقق الوجود است مانند شرایط متحقق الوجود است مانند وجود امکانات در سوق متحققالوجود است هر روز گوشت در قصابی هست و متاع و کدو و سیبزمینی و بادمجان در بازار وجود دارد متحققالوجود است این شرایطی که مولا آنها را در عالم ذهن و در عالم انشاء حکم از محققات و مقدمات برای آن وجوب و حکم میداند به تعبیر مرحوم نائینی این ها تمام در دایره طلب قرار میگیرد نه خارج از دایره طلب که آن حکم وجوب وانشاء مترتب بر تحقق او عندالتحقق باشد یعنی مولا از اول حکمی نسبت به او ندارد اگر او حاصل شد حکم هم منشاء است اگر آن مقدمه حاصل نشد حکم هم منشاء نخواهد بود. پس این قید اول که بسیار قید مهم و دقیقی است و رفقا باید این نکته را توجه داشته باشند که بسیار مساله مساله حساسی است در کیفیت تعریفی که ما میتوانیم از واجب مطلق و واجب مشروط در اینجا داشته باشیم. پس شرط اول برای واجب مطلق این است که یا مولا این واجب را بدون قید اخذ میکند میگوید فرض بکنید صل وقتی که میگوید صل و وقت را هم ذکرنمیکند پس بنابراین در این جا این صل موقت به وقت نخواهد شد و این صل درش شرطی گذاشته نخواهد شد صل ان رزقک اللَه ولداً صل فی وقت الزوال صل مثلا فرض کنید فی وقت المغرب صل عند طلوع الشمس صل در این جا مطلق است وقتی که مطلق شد به محض این که مولا میگوید صل در مکلف باید نسبت به تحقق این امر مولا اقدام کند و نمیتواند تاخیر کند چون اوامر و نواهی مولا این ها دلالت وتصریح بر وجوب میکنند از نقطهنظر آن ها این بخشی که مربوط به اوامر است درست شد، این امر مولا به صل قید ندارد همین طور امر مولا به صل بعد از زوال صل عندالزوال که مربوط به صلاه ظهراست این هم مطلق است چون این مساله گردش خورشید و مساله چرخ و فلک و این آمدن گردش زمین و بعد به دور خود و بعد مصادف شدن با زوال این امر متحققالحصول است در نفس شارع ، شارع و مولا که میگوید صل عندالزوال هیچ نمیآید بگوید اگر زوال نشد نماز نخوان اگر زوال شد بخوان نه آمده میگوید این حکمی که من دارم میکنم این حکم را شما باید انجام بدهی بخواهی نخواهی باید این حکم را انجام بدهی نمیتوانی بگویی که الان چون زوال نشده است پس من انجام نمیدهم من که الان از تو نخواستم من از توصلاه عندالزوال را خواستم و صلاه عندالزوال هم متحقق است، پس بنابراین شرطی در اینجا نیست، واجب روی این حساب با این قیدی که ما آوردیم تمام واجبهایی که شارع آن واجبات را واجب موقت ذکر کرده است یعنی صرفا وجود و ایجاد آن امر واجب باید در زمان خاصی تحقق پیدا کند تمام آنها واجب مطلق است، واجب مشروط در این جا وجود ندارد صلاه ظهر بالنسبه به ما که الان ساعت ما هشت و نیم است (به وقت جدید که یک ساعت جلو رفته و چه کارخوبی هم شده که ساعت را یک ساعت جلوتر بردند، چون صبح ببیند دیر شده فورا میجنبد اما اگر ببیند وقت قدیم است می گوید حالا یک مقدار بخوابیم هنوز خیلی مانده) این وقت ما که الان چندساعت به وقت زوال مانده هیچ دخالتی در اشتراط و اطلاق نسبت به صلاۀ ظهر ندارد شارع الان میگوید برای شما صلاۀ ظهر واجب است بخواهی نخواهی این صلاه ظهر واجب است و تفاوتی از این نقطهنظر ندارد به شارع میگوییم شاید ما تا آن موقع مردیم میگوید انشاء اللَه بمیرید بلکه یک خلقی از دست شما راحت بشود ولی تا وقتی که هنوز نمردید این حکم به وجوب صلاه برای شما اشتراطی نیست حکم اطلاقی است، مثل این که الان من میگویم اشتر من السوق یا میگویم افعل هکذا این هم همین طور است الان گفتم فقط در این جا یک زمان است اگر تا آن موقع بودی انجام میدهی اگر هم تا آن موقع فوت کردی طباً قضیه ازاصل منتفی است دیگر مطلبی در این جا نیست کاری به وجوب ندارد که بگوییم شارع تو در ملاکت تغییر پیدا شده شارع میگوید ملاک برای وجوب صلاه عندالزوال و ملاک برای اشتر من السوق هردو یکی است و یک ملاک دارد منتهی این ملاکش با این به اصطلاح وجوبش الان حاصل باید بشود آن وجوبش بعد است. دقت کنید همان طوری که خود آن وجوب سرعت به سوق و اشتراء این به خاطر یک ملاکی است که الان فعلا هست همین طور ملاک برای آن امر مولا چهار ساعت بعد محقق خواهد شد، پس بنابراین چه فرقی دیگر بین آن ملاک و بین این ملاک است اگر الان همین الان موقع ظهر یک دقیقه، یک دقیقه شد پنجاه و نه ثانیه شد پنجاه و هشت ثانیه شد سیثانیه ده ثانیه سه ثانیه ، سه ثانیه به زوال مانده شارع بگوید صل همین که سه ثانیه به وقت زوال شارع میگوید صل چه طور ملاک برای وجوب فعلی است و مکلف حق تخلف از این ملاک وایجادآن واجب را ندارد، همین طور در نزد شارع چهار ساعت مانده به زوال نیز ملاک قطعی است حالاوقت انجام آن بعدا است این ملاکی را که شارع آمده آن را قید و شرط برای وجوب قرار داده است آن ملاک محقق خارجی است وقتی که ملاک محقق خارجی بود دیگر در این صورت تفاوتی ندارد و لذا اگر شارع بگوید وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اَللّٰهَ غَنِيٌّ عَنِ اَلْعٰالَمِينَ ﴿آلعمران، 97﴾ فعلا بحث استطاعت را نمیکنیم بحث خود وجوب حج را داریم میکنیم لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا که شارع انجام مراسم حج را متوقف بر زمان خاصی کرده است که عبارت است از ایام ذیحجه وجوب حج به شهر ذیحجه برمیگردد که در آن موقعیت این حج واجب است حرکت از روز دهم حالا فرض کنید یک روز هم قبلش برای انجام عمره تمتع لمن کان بعیدا و نائیا من مکه برای افراد آن حکم به وجوب حج در ذیحجه جعل شده است و ما نمیتوانیم حج را در ذی القعده به جا بیاوریم در رمضان یا محرم انجام بدهیم این حج وجوبش در شهر ذی الحجه است وقتی که در شهر ذی الحجه شد نفس خود حج لمن کان بعیدا من مکه بستۀ اشهر راکبا شش ماه این باید حرکت کند تا به ذی الحجه خود را به مکه برساند برای این فرد وجوب حج نسبت به این مطلق میشود یا مشروط؟ میشود مطلق ما دیگر واجب مشروط نداریم شارع گفته است که حج واجب است و این حج فرض بکنید در وقتش در ذی الحجه است ما الان در ماه رجب هستیم برای ما الان وجوب حج مطلق است یا مشروط؟ چون این حج در ذی الحجه است پس باید مشروط باشد نه مطلق است درست مثل صلاةظهر میماند که الان که ساعت هشت و نیم است البته چند دقیقه گذشته است الان که ساعت هشت و سیوهشت دقیقه است (هشت دقیقه حرف زدیم بابا همینطوری مفتی که نبوده) برای ما که الان چندساعت تا وقت زوال فاصله داریم چه طور این فاصله این واجب مطلق را به واجب مشروط متحول نمیکند برای کسی که در ماه رجب قرار دارد و حج برای او در ماه ذی الحجه به استطاعت کار نداریم بحث ما فعلا بحث استطاعت نیست خود نفس حج است خود نفس اتیان به حج ما اتیان به حج را دراین جا کار داریم برای کسی که الان در ماه ذی الحجه است فرض کنید یک نفر در مکه است خوب است دیگر بالاتر از این، یک نفراصلا در خود مکه در خود مسجدالحرام وجود دارد در خود مسجدالحرام غذا میخورد و همان جا میخوابد و فرض بکنید که زندگی میکند دیگر از خود مکه و مسجدالحرام ما بالاتر داریم؟ نداریم الان این فرد به بلوغ میرسد به بلوغ شرعی و تکلیف میرسد برای این فرد که الان ماه رجب است در اول ماه رجب این صار بالغا و مکلفا شرعیا برای این شخص که در خود مسجدالحرام است پنج ماه هنوز تا موسم حج فاصله دارد وجوب حج لله علی الناس حج البیت واجب مطلق است یا مشروط؟ مطلق میشود چرا؟ به جهت این که وجوب در این جا گرچه معلق است بر زمان بر شهر ذی الحجه ولکن از باب این که ذی الحجه ماه و شهر متحققالحصول است عند شارع مِن ناحیۀٍ و مِن ناحیِۀٍاخری بقای این زید تا ذی الحجه هم مفروغ عنه است عند نفس مولا و من ناحیه قدرت شرط عقلی آن هم مفروغ الحصول والتحقق است عند نفس مولا این مفروغ مفروغ و اینها را شما را در کنار هم بگذارید این واجب برای زیدی که در مسجد الحرام است میشود واجب مطلق، خب هنوز وقتش نیامده خب صبر کن تا بیاید بنشیند دعا کند خودش را مهیا کند برای حج که میخواهد به سنت حضرت ابراهیم علیهالسلام عمل کند اگر مردم بدانند که در این ادای سنت چه خوابیده است خواب را بر خود حرام میکنند تا این حج را به جا بیاورند متأسفانه نمیکنند درست شد این الان واجب برای این شخص شد واجب مطلق خب حالا سوال، بین این و بین فردی که در ایران قرار دارد اول رجب این شخص فرض کنید یصیر بالغا زید در اول رجب بالغ میشود پانزده سالش تمام میشود تکلیف شرعی پیدا میکند نه در مسجدالحرام است نه در مکه است بلکه در ایران یا سوریه یا بلاد آمریکا است و این بالغ میشود از نقطهنظر نفس الحکم کاری به مسافت و فلان و این چیزها نداریم از نقطهنظر تعلق تکلیف (استطاعت را گفتیم بحثش بعد است البته بحثهایش شده) از نقطهنظر نفس الحکم فرض بکنید که اصلا مولا در کلامش من استطاع الیه سبیلا را نمیآورد می گفت لله علی الناس حج البیت تمام شد و رفت نمیشد بگوید حالا آمد مولا فرمود من استطاع الیه سبیلا اگر من استطاع نبود من به خود نفس حکم کار دارم لله علی الناس حج البیت این حج البیت به نحو چیست؟ به نحو مطلق است بین این فردی که در آمریکاست و این فاصله بعیده را تا این عربستان و حجاز و مکه و مواقف و مواقیت و اینها دارد و بین یک فردی که در خود مسجدالحرام است اصلا در خود میقات است یعنی خونهاش در میقات است یعنی نزدیکترین به مسجدالحرام که باید برود بیرون از تنعیم عمره انجام بدهد در عمره مفرده گرچه هرکدام حکم خاص خودشان را دارند اصلا برای کسی که بغل میقات است یعنی خانهاش چسبیده به مسجد شجره است برای این شخص با این شخص از نقطه نظر حکم چه فرقی است؟ هیچ تفاوتی نیست. لله علی الناس حج البیت همان طوری که آن شخص را شامل میشود که خانهاش جنب میقات است همین طور این فرد را شامل میشود که الان در آمریکاست ماهها باید حرکت کند حالا فرض کنید با وسائل امروزی طیاره چند ساعته میآورد ماهها حرکت کند بایدکشتی سوار بشود دریاها را رد کند و سوار ماشین بشود حالا آن موقع شتر و اسب بوده از نقطهنظر تعلق تکلیف به من بگویید چه فرقی میکند؟ تفاوتی ندارد.

