جلسه ۶۶
13پس در استطاعت در حج اینطور نیست که میگویند فیحدنفسه به دست میآید و بدتر هم کردند گفتند اصلا میتوانی اسقاط کنی این که دیگر خیلی عالی خواهد شد، نه، واجب است که انسان حج را انجام بدهد.
و اما ملاک در واجب مشروط آن است که واجب مشروط را مولا در خود نفس وجوب معلول برای قیدی قرار داده اگر آن قید حاصل شد آن موقع ملاک حاصل خواهد شد. چه طور این که مثال هایش را در این جا زدیم و این را خودش از لسان ادله میتواند بدست بیاورد.
خب الحمدلله بحث ما نسبت به واجب مطلق و مشروط تمام شد و نتیجه بحث این شد که واجب مطلق آن واجبی است که مکلف حق اساقط و اختیار را ندارد.
واجب مشروط آن واجبی است که مکلف میتواند قبل از تحقق زمانش خود را در موقعیتی قرار بدهد که آن ملاک در آن جا محقق نشود این میشود واجب مشروط.
پس بنابراین نتیجه صحبت این است که استطاعت چه در مورد حج یا در مورد سایر اعمال چه مولا به عنوان قید در اوامر ذکر میکند فقط به عنوان صرف ابراز یک امر عادی است که آن امر عادی را دارد القاء میکند که همان صرف قدرت باشد میگوییم که ان استطعت فصل خب این دلیل بر این نیست که تو خودت دنبال قدرت نرو میگوییم دستت درد نکند اگر توانستی این را به فلان کس برسان خب میگوید اگر توانستی یعنی میتوانی داری میتوانی نه این که اگر توانستی نتوانستی اگر توانستی، نتوانستی ما نداریم، یعنی میتوانی یعنی اگر یک قضیهای برایت پیش نیامده که به طور کلی تکلیف را ازتو ساقط کرد همین معنا در مورد اوامر و نواهی شرعیه هم خواهد بود.
روی این حساب مساله حج از واجب مشروط به واجب مطلق تبدیل شد حج واجب مطلق است نه واجب مشروط این ماحصل بحث ما می باشد.

