جلسه ۶۶
11یعنی مردم هم این طوری میفهمند که بابا وقتی میگوییم اکرم زیدا اینها میدانند که وقتی مولا حکم وامر میکند باید از قبل به مقدماتش پرداخته بشود گرچه آن زمان نیامده.
این جاست که ما به این نکته پی میبریم که اولا زمان در اوامر مولویه لولا تقیید شارع به دخالتش مثل فرض بکنید مسائل زلزال و امثال ذلک که قبلا ذکر شد در تمام موارد زمان یا مثل حج که اصلا خود حج را شما شوال نمیتوانید انجام بدهید حج مال همان ذیالحجه است زمان در غیر از مواردی که علم به دخالت او در تحقق ملاک وجوب داشته باشیم در آن جا ظرف واجب است نه قید وجوب این یک.
دوم قدرت که شارع قدرت را به عنوان قید برای حکم و القاء تکلیف به مکلف در نظر دارد آن قدرت شرط برای ملاکیت وجوب نیست، بلکه شرط برای تحقق مکلف است و به عنوان یک امر به اصطلاح عادی چه بگوید چه نگوید در آن مواردی که میگوید مکلف بر این است که خیال نکند باید به هر کیفیتی انجام بدهد ولو این که مریض هم بشود باید زید را اکرام بکند ولو بچهاش هم مرد باید زید را اکرام بکند، نه، ان قدرت یعنی اگر قدرت داشتی بر حسب عادی و ظاهر. پس بنابراین به طور کلی دخالت دادن مساله قدرت در شرایط وجوب این هم اشتباه فاحشی است که این افراد در این جا مرتکب شده اند.
نتیجه بحث این است که: هر واجبی را که مولا آن واجب را به مکلف القاء میکند در آن جا شرط وجوب و شرط عقلی ما نداریم نسبت به آن واجب از همان ابتدا ذمه مکلف درگیر خواهد شد و باید برای تحصیل آن واجب به قدر استطاعت خودش اقدام بکند. بنابراین واجب مطلق را ما میتوانیم به این معنا و تفسیرکنیم که در واجب مطلق مولا نفس آن وجوب را مدنظر قرار داده است برای القاء خطاب، نه امر دیگری را که آن وجوب معلول برای آن امر باشد خود نفس وجوب دارای ملاکی است که آن ملاک شرط برای تحقق آن وجوب است نفس اکرام به واسطه چی؟ اکرام عالم است آن عالم چون علم در این جا محقق است تکریم عالم واجب است آن خود او ملاک برای وجوب اکرام میشود نفس زلزال علت برای تحقق ملاک است نفس سفر علت برای وجوب قصر است نفس سفر علت برای ابطال صوم است نفس مرض علت برای صلاة مستلقیاً است.

