اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶۶

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - بررسی مثالهای واجب مطلق و تفویت مقدمات عقلیه (4) - 04-05-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۶

6
  • تمام این ها از این جهت پیدا شده است که این فقها آمده اند این احکام عقلیه را که مترتب بر اوامر شرعیه کرده‌اند این ها در خود کیفیت تأثیر اختیار مکلف و کیفیت لحاظ مولا نسبت به قدرت بر فعل، نیامده اند نسبت به آن ها ادراک صحیح را ارائه بدهند.

  • عرض شد مولا در باب القاء امر، قدرت را نمی‌تواند به عنوان شرط دخیل در تحصیل ملاک آن را در تحت دایره طلب قرار بدهد مولا قدرت را همیشه خارج از دایره طلب فرض می‌کند و دایره طلب را معلول برای ملاکات غیر از قدرت قرار می‌دهد ملاکاتی که فرض کنید که آن قدرت به عنوان عام است هر کسی که قدرت داشته باشد قدرت به عنوان قدرت عام آن شرط اولیه برای تعلق تکلیف است ولذا در جایی که آن قدرت عام باشد آن معنا ندارد مثل طیران الی السماء می‌ماند قدرت عام مثل تکلیف و بلوغ و تنبه می‌ماند آن قدرت عام شرط برای تکلیف هست کسی حرفی در آن جا ندارد و آن باعث واجب مطلق و مشروط شدن نیست آن در هر تکلیفی چه مطلق باشد قدرت شرط است چه مشروط باشد قدرت شرط است در او بحثی نیست نه در قدرت به عنوان اختیار بر فعل آیا اختیار بر فعل هم جزو ملاکات مولا در اوامر انشائیه است؟ آن که دیگر ربطی ندارد اختیار بر فعل اگر قدرت داشته باشی این را انجام بدهد یعنی تو می‌توانی از خودت سلب قدرت بکنی چون می‌گوید اگر قدرت داشته باشی پس اختیارش هم در دست توست این پس از کجا آمد؟ این که مولا می‌گوید اگر استطاعت داشته باشی بر حج فحج این استطاعت بر حج را اگر داشته باشی یعنی قدرت داشته باشی معنایش این است (حالا اصلا بگوییم آقا این استطاعت مرکب است و عبارت از همان مؤونه سفر)، خیلی خب اصلا ما بحث مرکب را جزوش می‌آوریم این را هم همان وقتی مولا می‌گوید که مساله مرکب و موؤنه و این ها برایت آماده بود، شما باید چه کار کنید؟ باید بروید، آیا این به این معناست که می‌توانی تحصیل نکنی؟ چه کسی چنین چیزی را گفته؟ کی مولا این حرف را می‌زند که این که آمده وجوب حج را مشروط به استطاعت کرده به این معناست که تو می‌توانی از خودت سلب استطاعت کنی این خیلی حرف خنده‌داری است می‌گوید اگر استطاعت داشتی حج برو بسیار خب من هم الان از اول رجب تا موقع موسم می‌توانم تحصیل استطاعت کنم اموالم را جمع کنم حقوق ماهیانه خودم را خرج زن و بچه انجام می‌دهم یک مقدار هم کنار می‌گذارم تا موسم حج که شد این به میزان رفتن به حج و برگشتن و استطاعت برای من حاصل می‌شود خب آیا واجب نیست بر من تحصیل کنم؟ یا نه باید بگویم مولا وقتی که گفته تو مستطیع شدی من می‌توانم تا اول هلال شوال (شب آخر ماه رمضان) شب اول شوال، قبل از این که هلال بیاید که هنوز موسم حج نیست تمام اموالی که تا الان جمع کردم همه را بذل و بخشش بکنم هیچ چیز دیگر در اختیارم نماند اسقاط استطاعت در این صورت شد، عقل آیا حکم بالامتناع بالاختیار لاینافی الاختیار نمی‌کند؟ چه طور شما دراین جا یک چنین حرفی می‌زنید؟ خب این تناقض را چه طور جواب می‌دهید؟