جلسه ۶۶
4خب ببینید مطلبی که ایشان در این جا میفرمایند در بعضی موارد میتوانیم بگوییم صحیح است یعنی در بعضی موارد مولا آن مساله قدرت را ممکن است قدرت در آن زمان خاص مدنظرش باشد ولکن به طور کلی وقتی که مولا یک مطلبی را میگوید قدرت را به عنوان این که در آن موقع باشد مطرح نمیکند.
ایشان بهتر بود مثال دیگری در این جا بزند مثلا این باشد مثالشان بعد از آمدن زید دیدی رغبت داری اگر دلت خواست زید را اکرام بکن اکرام کردنش بد نیست، اگر دلت خواست در این جا مساله را واگذار کرده به مولا خواست و تقدیر و اراده خود زید در این جا تقدیر کرده یعنی اولا باید زید الان فرض کنید که مساله چیزی نیست الان بین این و زید شکرآب است نمیخواهد منزلش دعوت کند این میگوید من الان کاری به تو ندارم چون میدانم الان اگر بیاید بهش اهانت هم میکنی نهتنها دعوتش نمیکنی بلکه اهانت هم میکنی این زید مثلا یک هفته دیگر میآید تا یک هفته دیگر اوضاع خیلی ممکن است عوض بشود، این ملاحظات را مولا میکند آن وقت میگوید اگر زید بعد از یک هفته دیگر آمد تو هم نظرت به او تغییر کرده بود آن وقت یجب علیک اکرام وجوب را آن موقع میآورد اگر این طور است پس بنابراین انسان میتواند چون مولا گفته که عوض شده بود وانسان میتواند خودش دنبال این مقدمات نرود که فکرش را و رأیش را عوض کند و الا صرف این که بگویدان قدرت علیه بعد مجیء زید مسأله قابل توجهی نیست. این که بخواهد این طور باشد یا این که مثلا مساله دیگر این که میگوید که اگر بعد از مجیء زید بعد از آمدن زید اگر مال داشتی زید را اکرام بکن این معلوم است که اگر قبل از او مال داشتی میتوانی مالت را خرج بکنی چون مولا نگفته که مالت را نگه دار برای اکرام زید گفته اگر این اتفاق افتاد تو هم بر حسب اتفاق مال داشتی دراین صورت زید باید اکرام بشود وجوب اکرام در این جا محقق میشود.

