جلسه ۶۵
3حالا جناب نائینی شما که میفرمائید و تصریح هم میکنید که وقت به عنوان جزءالعله دخالت در نفس ملاک وجوب دارد قبل از تحقق جزءالعله که اصلا امری وجود ندارد چه امری وجود دارد؟ صحبت در الزام نیست که الزام در این جا به اصطلاح هست اگر صحبت در الزام بود آن وقت دیگر ایشان نمیتوانست بگوید وقت دخالت در امر دارد، میگفتند وقت ظرف برای واجب است، ملاک برای وجوب در این جا نیست وجوب الان آمده الان که ساعت نه است وجوب برای صلاه ظهر آمده منتهی وقت او چه موقع است؟ مثل این که اکرم زیدا ولی کِی؟ لیله الخمیس، حکم اکرام از الان آمده دیگر شخص نمیتواند فرار کند بگوید که من ارتباط و نسبت من از امروز که روز دوشنبه است نسبت من و تعهد من نسبت به مولا با روز یکشنبه که این حکم را نداشت فرقی نکرده خب خیلی فرق کرده روز یکشنبه حکمی اصلا نبود الان حکم هست، زمان اجرای حکم و زمان تنفیذ و ایجاد کِی است؟ زمانش لیلةالخمیس است حکم الان است زمان اقدام لیلهالخمیس است انشاء الان است مأموربه وقتش کِی است؟ حکم ایجاب برای اکرام الان است اما ظرف برای او همان طوری که ممکن است ظرف برای اوامر انشائیه حال باشد همین طور ممکن است یک ساعت بعد باشد همین طور ممکن است ظهر باشد شب باشد لیلهالخمیس باشد تا سال دیگر باشد فرق نمیکند آن دیگر بسته به آن کیفیت مأموربه است، نه بسته به انشاء ، انشاء تفاوت ندارد.
پس بنابراین اگر شما قائل به این هستید که عقل حکم میکند بر وجوب اقدام بر مقدمه، لأن لا یفوت الغرض والمأموربه این عقل در صورتی حکم میکند که از نقطهنظر او مقدمات برای تمامیت ملاک تامّ باشد یعنی شرایط و قیود برای تمامیت ملاک وقتی تامّ بود و علت در مقام تأثیر و علیت به مرحله تامّ رسید آن گاه عقل حکم میکند که باید اقدام بر مقدمات بکنید، لأن لا یفوت الغرض اما اگر تا وقتی این شرایط علیت تام نباشد هنوز حکمی وانشائی نیست هنوز چیزی نیست تا این مساله در این جا انجام بشود.

