جلسه ۶۴
3مطلبي كه ايشان در اين جا ميفرمايند اين است كه احدي نگفته است اين كه الان اين مساله وجود دارد ما نميتوانيم به عنوان يك كبراي قضيه كليه، هرجايي را كه مقدميت او براي تحصيل واجب فيالمستقبل شرط لازم، ما حكم به وجوب اتيان آن مقدمه كنيم يك چنين قاعده كليهاي را لم يقل به احد.
لذا در بعضي موارد ما ميتوانيم بگوييم كه اين مساله الزام به مقدمه وجوديه قبل از تعلق واجب محقق است، نه در همهجا.
يكي از مواردي كه من هميشه نسبت به اين موارد خيلي حساسيت داشتم و خوشم نميآمد از اين كيفيت صحبت كردن، همين لم يقل احدهايي است كه در كلام فقهاست، كسي نگفته خب كسي نگفته كه دليل نميشود خب نحن نقول به، كسي يك چنين حرفي نزده خب تو بزن، كسي نگفته را شما برميداريد ميآوريد و مبناي براي قاعده قرار ميدهيد؟ خب كسي نگفته، كسي نگفته، اين كه دليل نشد، كه شما حالا چون كسي اين حرف را نزده اين را ملاك قرار بدهيد براي اين كه اين مقدمهاي را كه عين اوست، بلكه از نقطهنظر عقلي، اولي از اوست، بيائيد او را كنار بزنيد، اين معنا ندارد صحيح نيست اين طرز استدلال بعيد است از شأن يك فقيه كه بخواهد بيايد يك بِنايي را بر اين مبنا بار كند، خب كسي اين حرف را نزده ما هم نميزنيم!! خب تو مقلدي تو مجتهد نيستي!!
ايراد ما در اين است شما مگر از نظر حكم عقل نميآييد حكم به وجوب حفظ ماء قبل از وقت زوال ميكنيد؟ مگر نميگوييد اين مقدمه، مقدمه وجوديه است؟ آخر عزيز من جايي كه حفظ ماء براي وضويي كه هنوز واجب نشده واجب است، چه طور خود وضو براي كسي كه ميداند نميتواند وضو بگيرد واجب نيست؟ آدم بايد از اين همه تناقض و عدم توجه به مساله سرش را به ديوار بزند!! در حالي كه حفظ ماء خودش فيحدنفسه واجب نيست شما آب را ميتوانيد اراقه كنيد ميتوانيد نكنيد براي وضويي كه هنوز واجب نيست ميگويند: عقل ميگويد ماء را نگه دار آن وقت براي وضويي كه شما نميتوانيد بگيريد ميگويند لازم نيست وضو بگيريد، اين كه اولي است اين كه اولاي به وجود است، لم يقل به احد خب هر كسي گفته لم يقل به احد، مگر هرچه لم يقل به احد شد، تمام شد؟!

