جلسه ۶۳
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
صحبت در واجب مطلق و تعريفي بود كه ما براي واجب مطلق و مشروط آورديم تعريفي جامع و مانع.
در واجب مطلق بنا بر مبناي قوم بايد واجب در هر شرايطي مورد تكليف قرار بگيرد و اين واجب هيچ وقت و زماني را براي اداي تكليف نميشناسد در حالتي كه ما ميدانيم هيچ واجبي نيست كه در هر شرايطي اتيان او و الزام مولا نسبت به مكلف، يك الزام اطلاقي باشد بلكه در بعضي از شرايط ميتوان گفت كه آن الزام در اختيار مكلف نيست.
پس بنابراين به طور كلي ما بنا بر تعريف قوم اصلا نميتوانيم واجب مطلق داشته باشيم، صحبت اين جاست كه اين تعريفي كه راجع به واجب مطلق و مشروط آورده اند همين مساله موجب شده است كه در مثال هاي متعدد بزرگان دچار اضطراب و تناقض بشوند:
مثلا در مساله اراقه ماء قبل صلاة الفجر يا قبل از ظهر در صورتي كه مكلف عالم به عدم وجود ماء بعد از وقت زوال هست ميگويند حرام است شما ميگوييد قبل از صلاة ظهر اراقه ماء حرام است زيرا مكلف ميداند بعد از صلاة ظهر ديگر مائي وجود ندارد از يك طرف قائل به حرمت است از طرف ديگر وجوب طهور و وضو را قبل از صلاة ظهر نسبت به كسي كه عالم است بعد از صلاة طهارت مائيه نميتواند كسب كند قائل نيستند. از يك طرف ميگويند اراقه ماء حرام است از يك طرف ميگويند وضو واجب نيست از يك طرف ميگويند كه غسل قبل از فجر براي صائم واجب است در حالي كه هنوز وجوب صوم به مكلف تعلق نگرفته چون وجوب صوم من اول طلوع الفجر است از يك طرف تحصيل استطاعت را قبل از حصول اشهر حج واجب نميدانند و مسير به حج را قبل از استطاعت واجب نميدانند و حتي بعضيها قائل به رفع استطاعت قبل از اشهر حج شده اند زيرا وجوب حج در اشهر حج ميآيد گرچه استطاعت از قبل حاصل بشود اما اين استطاعت بايد استطاعت مستمره و باقيه الي اشهر حج باشد پس شخص ميتواند قبل از دخول شهر شوال از خودش رفع استطاعت بكند قائل به اين شدهاند!

