جلسه ۶۳
8پس بنابراين تمام مثالهايي را كه مرحوم نائيني در اين جا ذكر كردند و فرمودند كه اين مثالها همه باعث اضطراب شده در يك جا حكم به وجوب كردند در يك جا حكم به اباحه كردند تمام اين مثالها همه در يك قالب قرار ميگيرد و آن اين است كه:
آيا مكلف اختيار دارد كه سلب تكليف از خود بكند قبل از تعلق آن تكليف يا اختيار ندارد؟ اگر اختيار نداشت تكليف از همان موقع متوجه او خواهد شد، بله وقت اتيانش وقت خاص است من كه برايم استطاعت از ماه رجب حاصل شده است از ماه رجب تكليف به وجوب حج متعلق به من خواهد شد به نحوي كه من نميتوانم و در اختيارم نيست كه تكليف را از خودم سلب و رفع استطاعت كنم، كي بايد مكه بروم؟ اشهر حج بايد بروم، از الان صلاة ظهر بر من واجب است منتهي الان بايد نماز بخوانم؟ نخير بايد صبركنم و موقع ظهر بخوانم، از الان اكرام زيد درامشب بر من واجب است منتهي الان بايد اكرام بكنم؟ نه بايد صبر كنم شب، ولي بايد از الان تهيه مقدماتش را انجام بدهم اگر بگويم چون شب حكم به وجوب است از همان شب بروم مقدمات را انجام بدهم چه طور در مورد اكرام زيد ميگوئيد اين تفويت است ولي در صلاة ظهر ميگوئيد عيب ندارد ميشود وضو نگيرد؟ آن هم همين است تفاوتي نيست يا اين كه من عملي انجام بدهم كه آن عمل باعث بشود ديگر قدرت بر نماز نداشته باشم عملي انجام بدهم كه باعث قدرت بر صوم فردا نداشته باشم اين ها تمام اشكال دارد همه اينها اشكال دارد.
پس بنابراين اراقه ماء حرام است براي كسي كه ميداند بعد از زوال مائي وجود ندارد تحصيل وضو واجب است براي كسي كه ميداند اگر بخواهد برود در هواپيما ديگر نميتواند وضو بگيرد بايد قبل از رفتن به هواپيما وضو بگيرد تا وقتي كه آن جا موقع نماز شد نماز را بخواند.

