جلسه ۶۳
7اين مساله درست حالا بيائيم سراغ اين، اگر كسي بداند كه در اشهر حج استطاعت يقيني پيدا ميكند به چه حكمي ميتواند اسقاط استطاعت از خودش بكند جناب نائيني؟ اين چه طور ميشود؟ مگر استطاعت وجوب نميآورد؟ مگر موجب وجوب حج نيست؟ چه طور در صورت استطاعت فعليه شما ميگوييد وقتي استطاعت پيدا كرد نميتواند استطاعت را از خودش سلب كند (حالا كه ميكنند) ولي اگر علم پيدا كند كه در موقعيت فلاني من مستطيع خواهم شد من باب مثال به من بگويند فلان كس ميخواهد شما را امسال به حج ببرد فلاني قصد دارد يعني يقين است مطلب مشخص است حالا اين ميخواهد ممكن است طرف منصرف بشود حالا آدم از او ميتواند بپرسد منصرف ميشوي نميشوي چه ميكني؟ اگر انسان قطع داشته باشد كه اين شخص اين كار را خواهد كرد حق ندارد برود به او بگويد كه آقا يك چنين كاري را نكن، حرام است چون بذل مال موجب وجوب حج است يا اين كه نه اصلا پولي به دست ميآورد چكي دارد دو ميليون سه ميليون و اين ها در اشهر حج، در ماه رمضان به دستش مي رسد و اين ميتواند برود، ميتواند ثبتنام كند و ميتواند برود نميتواند راجع به او اقدام نكند چون اين ميشود حرام، چه فرق ميكند؟ چه فرق ميكند انسان استطاعت پيدا بكند فعلي و به واسطه استطاعت فعلي حق ابطال و امحاء آن استطاعت براي او نباشد يا كه علم به استطاعت پيدا بكند و از الان جلوي آن علم را بگيرد چه تفاوتي ميكند؟ در اين جا چه فرقي ميكند؟ هر دو يكي است چه فرق ميكند كه شارع در موقع ظهر بگويد صل صلاة الظهر واجب است از الان تحصيل طهارت مائيه و اراقه ماء حرام است يا اين كه الان شارع بگويد من موقع ظهر نه اين كه اگر خواستم من موقع ظهر به تو امر خواهم كرد الان امر به تو نميكنم هر كاري ميخواهي بكني برو بكن موقع ظهر كه شد من امر ميكنم بايد نماز را بخواني آيا انسان ميتواند كاري بكند كه رفع تكليف از مولا نسبت به خودش بكند؟ نميتواند، خب همه اين ها به خاطر چيست؟ به خاطر اين است كه تصور بر اين شده است كه آن چه كه به عنوان شرط براي تحصيل مكلفبه هست او از تحت دايره طلب خارج است و مكلف نسبت به او هيچ گونه الزامي ندارد كساني كه اين مطلب را ميگويند همين مرحوم نائيني كه ايشان ميفرمايد كه در وقت صلاة ظهر وقتي داريم كه اذا زال الشمس فتوضأ و صل ايشان ميفرمايد كه از ظهور اين عبارت به دست ميآيد كه وقت زوال شمس خودش در اين تكليف دخالت دارد خب جواب ما اين است كه اگر خود وقت زوال شمس دخالت در تكليف دارد پس چه طور قبلش اراقه ماء حرام ميشود؟ هنوز كه زوال شمس نيامده چه طور اراقه ماء حرام ميشود؟ اين معلوم ميشود كه زوال شمس دخالتش در تكليف نيست بلكه به عنوان ظرف است، اين ظرف است و اين دخالت دخالت مفروغعنهي بودن است دخالت داشتن يك شيئي در يك شيء ديگر. يك وقتي مفروغعنه است يعني مولا آن قيد را يك امر متحققالوقوع ميداند منتهي هنوز وقتش نيامده به اين عنوان است، يك وقتي نه، به عنوان تمام العلى است به اين كه حاصل بشود تكليف ميآيد حاصل نشود تكليف نميآيد به اين عنوان است كه مثالهايش را خدمت رفقا عرض كرديم .

